خیلی دلم گرفته دوتا خواهر دارم یه دوره ای سه تامون نامزد بودیم بزرگه همین چند ماه پیش عروسی کرد و رفت منو این یکی خواهرمیم...اونا همش میرن بیرون خرید میرن تفریح میرن اما ما هیچ جا نمیریم دوماهه حتی خونشون هم نبرده منو فقط خودش هفته ای یه بار میاد خونه ی ما که همه جمع ان و اینقد شلوغه اصلا نمیشه باهم دو کلمه حرف بزنیم...دیروز مادرش میگفت چرا نمیای اینجا گفتم اگه نامزدم وقت کنه میام بهش دیشب گفتم مامان فکر میکنه من دوست ندارم بیام فردا تعطیله تونستی بیا...اما بهونه آورد ...خیلب ناراحت شدم حس خیلی بدیه...حالا امروز میگه فردا میام دنبالت منم گفتم فردا مهمون داریم نمیام...به جاش خواهرم و نامزدم رفتن...خوشحالم که خوشحالن اما با دیدنشون برت خودم ناراحت میشم...
عزیزم من تاپیکای دیگتم خوندم....اول ازسلامت کامل همسرت ودلیل این دورگرفتناروبدون بعد ازدواج کن خواهش میکنم...نمیخوام ته دلتوخالی کنم ولی درست تصمیم بگیربعدعروسی کنین
خوشبختی تودل آدمهاست دل که خوش باشه آدم خوشبخته❤❤خوشبختی یعنی داشتن کسی که بااومدنش توزندگیت همه نداشته هاتو ازیادببری😊
يعني اصلابيرون نميريد؟خب ببين مشكلش چيه؟دستش خاليه،بددِله،خسته هست....☹️باهاش حرف بزن بگوبريم واگه ن ...
نمیدونم...آخه دوس ندارم به اصرار من بیاد هیچوقت من بهش نگفتم بیا که اگه نمیتونست مجبور نشه... برا اولین بار دیشب گفتم که وقتی پیچوند انگار دلم خیلی سنگین شد انتظارش رو نداشتم