دیشب بعد چند روز شوهرم اومده بود خونه شب گفتم دلم گرفته و سالگرد آشناییمونه بریم ی چرخی تو خیابون بز ...
اخی ..چه بد..به نظرم به توقعات بیجاشون یه بار در میون جواب بدین یا مثلا بگین ترافیک بود وقت نشد ببخشید دیر شد ..به یه بهونه ای کمک کنین بهشون که شما رو به رسمت بشناسن..البته تجربه میگه کم کم.. و نامحسوس تا متوجه نشن واگر نه لج میکن سنگ میندازن جلو پاتون
هر کس هر طور دوست داره میتونه فکر کنه هر کس هر چی دلش میخواد میتونه بگه .....ما زندگیِ خودمونو میکنیم 😊
فعلا ک ب خاطر خونوادش عین کیسه بوکس با غرغرام لهش کردم میخوام هم ولش کنم برم چون هر چی بیشتر میمونم بیشتر ب اون فشار میاد برم بهتر میتونه به خونوادش رسیدگی کنه
فعلا ک ب خاطر خونوادش عین کیسه بوکس با غرغرام لهش کردم میخوام هم ولش کنم برم چون هر چی بیشتر میمونم ...
ن عزیزم اشتباه نکن سعی کن زیاد پیشش از خانوادش بد نگی بگو من اونارو مثل خانواده خودم میدونم و ازاین حرفا بذار بگه تو خوبی اونا بدن،کم کم خودش سردمیشه با کارای خانوادش