۷سال ی پسری رو میخام.خیلی هم میخوااام، با تمام نداریش ساختم،با تمام اخلاقاش کنار اومدم. من دانشجو هستم اینجا.اماسرمو کج نمیچرخونم.این چند سال پاکی و خوب بودنم واسش اثبات شد. از جمعه سر ی موضوع دعوا کردیم قهریم.من واقعا چیزی نگفتم.عصر جمعه زنگ زد ک خستم خوابم میاد.همه گفتن بریم خونه دختر خالم من نرفتم ولی، منم لجم گرفت (چند روز اصلا ندید منو.)منم گفتم ی جور میگی نرفتم انگار منتشو داری میزاری روی من، اونم گفت گ و ه خوریش ب تو نیومده عزیززززززم(با لج) خداحافظی کرد قطع کرد.از اون لحظه من دیگه سراغی نگرفتم اونم سراغی نگرفت ازم.چ جور میتونه اخه؟؟؟؟؟ خیلی داغووووونم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید