2777
2789
عنوان

طلاق

762 بازدید | 64 پست

بچه ها بالاخره بعد از ۸ ماه صبر و استقامت مجبورم زنگ بزنم به واسطه بگم من برا طلاق آماده م

حالم خیلی بده

ناراحتم

ولی چاره ای نیست

وقتی شوهرم نخواد تغییر کنه چطوری برم و فردا با یه بچه برگردم

الان حداقل بچه ندارم

هم زبان بسیار است، همدلی می خواهم، همدمی می خواهم، همرهی می خواهم...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تاپیک قبلمو بخونین متوجه میشین

من تاپیک قبلت بودم ،افرین خیلی خوب تونستی خودت وجمع وجور کنی تلاش کن برای زندگی خوب نه اینکه زندگی بقیه را درست کنی ،مگه یه انسان چقدر عمر میکنه که اینقدر سختی بکشه بزار توجهل ونادونی زندگیشونا سپری کنن 

وااااااای رفتم خوندم من اگه فقط یه مورد از اینارو داشت دست بزن رو، عمرا دیگه قبولش میکردم، بچه بیاری که دیگه هیچی امنیت جانی نداره، بهتره جدا شی والا الان که بهترین دورانتونه اینه وای به بعد، قطعا جهنم در انتظارته

طلاق همیشه راه حل نیست بعضی وقتا از چاله میایی میافتی تو چاه ...بمون و با سیاست رامش کن هیچ کس یه شبه تغییر نمیکنه یا یه شبه متوجه نمیشه که باید تغییر کنه ...تحمل دل کندن و سختی دادن به خودت ،جایگزین پیدا کردن خوب و آینده ی نامعلوم همش عذابه ...بیشتر فکر کن لطفا

در موردش خوب دقت کن . ببین راهی و چاره ایی نیست؟ سعی کن واقعیت گرا باشی و به اینم فکر کنی بعد طلاق ب ...

من خودم مطلقه ام،

تو این جامعه هر کار کنی کردم مردم عوام حرف در میارن،اگه مجرد باشی کی عروسی میکنی؟وقتی عروسی کنی،کی بچه میاری؟بچه بیاری،یکی کنه،دومی رو بیار...والا

تاپیک قبلمو بخونین متوجه میشین

ببین عزیزم من تاپیک قبلا خوندم جز به جز رفتار شوهرت مثل شوهر من من از روز اول عقد همین مشکلات داشتم همش صبر کردم دوسش داشتم از طلاق نفرت داشتم حتی چند سال حمایت پدرم از دست دادم پدرم باهام حرف نمی زد با عذاب زندگی کردم دوازده سال بچه دار نشدم قاصدک طلاق نبود فقط فقط گذشت الان بچه سه ساله دارم پانزده سال گذشته شوهرم همون آشغالی هست که از روز اول بود عین یک پشیمون چرا همون اول طلاق نگرفتم جونی ام به باد رفت همش با زجر زندگی کردم نابود شدم شوهرم قشنگ بهم خیانت میکنه بهم میگه به تو ربطی نداره میدونه طلاق نمی‌گیرم ولی الان اینقدر ازش بدم میاد منتظرم دخترم بزرگتر شه عین سگ ولش کنم مرتیکه رو تو رو خدا طلاق بگیر ناراحت هم نشو همچین مردی ارزش ناراحت شدن نداره مال بد بیخ ریش ننه اش گم شه بره از زندگیت نجات پیدا کن محکم وابسته طلاقت بگیر 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز