سرد شده، خودش گفت با خواهرم حرفم شد،که بهش گفته بود چرا باهام شوخی میکنی، خواهرشم خیلی شوخه خودش کلی باهام شوخی کرد اما نمیدونم چرا با نامزدم دعوا راه انداخته، نامزدمم باهام یکم سرد شده ، میگه مسافرت خورد تو ذوقم ، اونجا هم یکم در مورد نماز و حجاب با هم شکرآب شدیم البته، اون دوس داره نماز اول وقت بخونیم اما من گاهی بیرون که بودیم برام سخت بود شستن آرایش و نماز خوندن نگه میداشتم خونه بخونم و کمی هم موهام از جلو بیرونه خیلی سعی میکنم بذارمش داخل باز میاد بیرون نامزدمم بدش میاد،حالا اون همه که من اذیت شدم بخاطر تنگی جا هیچی ، خواهرشوهرم یه دعوایی انداخته سر نامزدم مادرشوهرمم طرفشو گرفته ، نامزدمم از اون روز کلا سرده .. نمیدونم چیکار کنم، خودش میگه اون از خواهرم اونم از همسرم که ناراحت شد گفتم نمارز بخونیم، آخه با یه حالت جدی بهم گفت منم ناراحت شدم،حالا نمیدونم چیکار کنم
چرا با کسی که از نظر عقاید مذهبی مغایرت داری ازدواج کردی، که بخاطر چند تار مو، و چند رکعت نماز که حالا یکی دو ساعت بعد از اذان خونده بشه، بخوای بحث کنی