سلام
من حدود یکسال پیش زایمان کردم ،بعد زایمانم خونه مامانم بودم تا چند ماه ،توی این مدت ،هرکس لز خانواده شوهرم میخواست بیاد دیدنم مادرشوهرم میگفت به شوهرم که فامیلامون روشون نمیشه شما برلی چندساعت بیاد خونه خودتون تا اونا بیان و برن،من چندباری اومدم و بعد اینکه فامیلهای شوهرم رفتن دوباره برمیگشتیم خونه مامانم،اما این سختم بود با اون وضعیت و بچه کوچیک و..... خلاصه قسم خوردم هرکس دیگه بیاد من نمیرم خونه،اگه میخوان بیان خونه مامانم
مادرشوهرم کلا یکبار اونم توی کار انجام شده قرار گرفت اوند خونه مامانم سر زد بهم،کلا سردن
بدون هیچ دلیلی میگه من اونجا راحت نیستم،
دایی شوعرم میخواست بیاد دیدنم دو سه مرتبه مادرشوعرم به شوهرم گفت،اما شوهرم گفت نمیتونه بره هونه خودمون ،بیاد خونه مادرش دیدنش،که مادرشوهرمم گفته بود ه اونجا نمیان
حالا بعد یه سال صدبار گفته بیاین بریم خونه داداشم،
اگه برم دیدن به بچه م میدن و مطمئنم گله میکنن خواستیم بیایم خونتون نبودین،چه بگم بنطرتون که مودبانه باشه و بگم نمیتونستم با هر مهمانی رفت و اند کنم ،شما میامدین خونه مامانم،چحوری بگم زشت نباشه،و مادرشوهرم قیافه تگیره حوصله شو ندارم