یک هفته پیش زن یکی از دوستانی همسرم زنگ زد که من یک ماهه قهر کردم رفتم خونه بابام میخوام طلاق بگیریم این زندگی یک درصدم دیگه دوام نداره کلی آه و زاری و گریه!
الان شوهرش رفته پیش همسرم که آخر هفته بریم ویلاتون تو شمال
با هم آشتی کردن
من بخاطر اون عوضی ها کلی با شوهرم بحث کردم چون میخواست آشتی شون بده و من گفتم دخالت نکن
حالم ازشون بهم میخوره یه آخر هفته حال بهم زن دارم اه اه اه