و دارم بدتر میشم شما بگین چه کنم
پدرم بیماری قلبی داره تو این شش ماه ۴بار انژیو کرده سکته کرده بود بعداز سکته اومد خونه اصلا رعایت نکرد غذا کم میخوره ورزش زیاد میکنه دیابت داره همش تو خونه میگه قلبم درد میکنه میگیم بریم دکتر نمیاد یهو کار از کار میگذره بعداز حمله ی قلبی راضی میشه بره بیمارستان همش یسره هر یه ساعت قند خون میگیره خود درمانی داره از دکتر رفتن حرف میزنم تحویلم نمیگیره تمرکز کرده رو دیابت همش از مرگمیحرفه نا امیده رفتارش طوریه که حتی اجازه نمیده بهش امید بدیم غلظت خون داره پنج روز باید وقت دکتر میگرفتم قبول نکرد من عاشق بابام ولی از خونمون فراری ام من تازه ازدواج کردم از جانبه همسرم دچار مشکل شدم روحی و عاطفی از هم دور شدیم ماموریته کاری رفته ترکیه دوهفته س خونه بابام هم خونه شوهر اذیت میشم هم پدر من رااهکار میخوام شوهرم تو همه چی خوبه ولی از اول یسری حرفا زد که با حرفای الان تطابق نداره کلا گیجم کمکی مشاوره ای...