هیچ وقت یادم نمیره کلاس پنجم بودم
مامانم برام ی کفش پاشنه چهار سانتی خریده بود (اولین کفش پاشنه بلندم )اونم سفید
روشم نمیدونم چی چی داشت خیلی برق میزد من نمیییدونم چرا واسه امتحان نهایی ثلث سوم اونو پوشیدم
سالن بزرگ و سکوت منم تن تن نوشتم از ته سالن تق تق تق تق اومدم برگه رو بدم احساس ملکه بودن بم دست داده بود
مانتوی خواهرمم ک ۱۷سایز برام بزرگ بودم پوشبده بودم