من دیروز فهمیدم باردارم یه بارداری خدا خواسته
بارداری اولم شوهرم از ذوقش همون روز که ازمایش دادیم به همه کفت من مخالف بودم میگفتم بذار قلبش تشکیل بشه بعد گفت ذوقمو کور نکن دیگه
ولی سر این بارداری چون خداخواسته بود و اصلا امادکیشو نداشتیم اصلا خشحال نیست تا امزوز صبح که داشت میرفت سرکار میگفت نمیتونیم نگهش داریم و من یه کلام میکفتم نگهش میدارم با اینکه با بچه کوچیک سختم میشه ولی کار خدا بی حکمت نیست
الان زنگ زده یه خورده نرم شده ولی بازممیپرسید میخوای نگهش داریم دیگه!!منم گفتم آره!!میخواستم بهش بگم به مامانش اینا فعلا نگه گفتم بذار ببینم نظر خودش چیه گفتم به مامانت اینا کی میگی گفت حالا بعدا
بعد نشسته حساب کرده بچه خرداد به دنیا میاد میگه ای بابا خردادی هم میشه اخه! میگم مگه خرداد چشه میگه خوب نیست(من خردادیم😬)
یدونه توهستی بسته😐😀