بچه ها من 25 سالمه مجردم و اصلا دوست ندارم ازدواج کنم حداقل توی این دور و زمونه،، شماها که ازدواج کردین چطوری با خودتون کنار اومدین که این تصمیم گرفتین ،، والا من هر چی فکر میکنم اخرش به این نتیجه میرسم خوشحالم از اینکه مجردم
کنار اومدن نداشت.وقتی یک خواستگار خوب پیدا میشه که نباید جواب رد داد.آرامشی که بعد از ازدواج وجود داره قبلش نیست.دختر و پسر فرقی نمیکنه نیاز به یک همدم دارند تا در کنار هم به تکامل برسند.
سخت است فهماندن نکته ای به کسی که منافعش در نفهمیدن است.......دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غراب وار و روزی چند گرسنگی و تشنگی و طوافی چند برگرد خانه ای سنگی نباشد....
ما هم.خوشحالیم ازینکه متاهلیم و به خودمون فک نمیکنیم و همش باید به خودمون برسیم تا این پسرجانو ندزدن و همش تو آشپزخونه ایم و هرروز باید دوش بگیریم بوی غذا ندیم و همش خوش اخلاق باشیم و هی اجازه بگیریم و این حرفا بجان خودم اگه ناراحت باشم
هر کسی یه عقيده ای سلیقه ای داره، ایلیا اصلا دوست دارن سن پایین ازدواج کنن ، اگه فرد مناسبت و ببینی قطعا چیزی نیست که بخوای خودتو قانع کني، خود به خود جلب میشی به سمتش