من یه دوس پسرترکیه ای داشتم که توعمرم یه باردیدمشاونم وقتی اونجابودیم دوسه سالم ارتباطی چتومکالمه داشتیم وخودش اخرش گفتاینطوری فقط اذیت میشیم ورفت خیلیا براشون جالب بود یایکی دونفرم چون اسمش نخاستم بگم توهین کردن اونوقت خیلیا نمونمش همین خانوم که. درباره خاستگار عربشمیگفت رو قشنگ گرم گرفته بودن اخه اگ خاستگارپولدار داشتی لازم نبود شرکتاش رابشماری و امارخدمتکاراشوبدی و...خیلیادیگه مس اون خانومی که اسم فوتبالیست فاش میکرد که اره شوهرمه وخیانت کرده وفلان هزارتاازاین تاپیکای شاخداردیدم که خیلی باورم کرده بودن ولی چون داستان زندگی من بایه بازیگر ترکه باورنکردن حالامن نه بهش رسیدم نه اونموقع این سمت واین پیشرفتوداشت
به نظر من دوست پسر و شوهر پيدا كردن هنر نيست... خود آدم يه چيزي بشه مهمه...
دوس پسروشوهرپیدا کردن هنری نیست چون پره ولی دردودلای من راجب عشقم بود که تفاوت هاروندیدم وعاشق شدم واخرش رهام کرد شایداون الان اینقده سرش گرمه شغلش ونقشاشه که اصن یادش نیاد بایه دخترایرانی روزی داستان عشقی داشته
دوس پسروشوهرپیدا کردن هنری نیست چون پره ولی دردودلای من راجب عشقم بود که تفاوت هاروندیدم وعاشق شدم و ...
عزيزم شايد زمان مناسبي تاپيك نزدي... هر چند من خودم از اين داستانها سر درنميارم و تجربشو نداشتم... ولي خب بعضي وقتا آدم دلش درددل ميخواد و بعضيا بدتر نمك رو زخم ميپاشند... از طرفي چون شارلاتان اينجا زياد شده كارآگاهم زياد شده به همون نسبت...