2777
2789
عنوان

خیلی دلم گرفته

267 بازدید | 63 پست

خیلی دلم گرفته ، هیچکسی ندارم باش حرف بزنم ازدواجم انتخاب خودم بود ، شوهر ادم خوبیه ولی من احسس میکنم خیلی بچه س و لجبازه 😢😢😢 احساس میکنم اگه ...

اگه ازدواج نمیکردم شاید اوضام خیلی بهتر از الان بود ، دو ساله عقدیم اینقد سر بیرون رفتنم باید جواب پس بدم ک ترجیح میدم هیچ جا نرم خونه بمونم ، هرروزم یه شکله هر وقتم براش میگم یجور دست پیش میگیره پس نیفته نمیتونه درک کنه نیاز دارم ب ازادی ب نفس کشیدن 😢😢😢

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اسمش زندگی مشترکه ولی سر اخرین تیکه جهاز اعصاب منو خرد کرد ینی هر تیکه وسایلمو با جیگر خونی گرفتم درک اینو ندارم خونوادم وضعیتشون خوب نیست ، ی پول کرایه بار میگه با ما بخدا چقد مامانم خوبه باش ولی درکش نداره، خسته شدم بس بین این لوس و خونوادم بودم تا یه چی بگن بش برمیخوره 😢 

همه وسایلو حاضر نیس شریکی بخریم هر چند من کل پس اندازمو دادم بش ک پول کمی نبود برا خونه ش ، پس انداز من بودا مال مجردیم ولی اگه میدادم برا کمک ب جهاز خریدنم شاکی میشد ، تو همه کارام نظر باید بده حتا استوری گذاشتنم نظر میده ، مسخره ترینش دلم نمیخاد لست سین بزارم تو واتس اپ همینم مجبورم 

اسمش رفته شناسنامت؟نمیتونی جداشو منم مث توام ولی حامی ندارم جدا شم...من باشگاه میتونم برم ولی مثلا استخر و اینا رو میگه خودم میرسونم

ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث می کنند، ذهن های معمولی درباره رخدادها، ذهن های کوچک درباره افراد. “النور روزولت”
اسمش رفته شناسنامت؟نمیتونی جداشو منم مث توام ولی حامی ندارم جدا شم...من باشگاه میتونم برم ولی مثلا ا ...

خودش

ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث می کنند، ذهن های معمولی درباره رخدادها، ذهن های کوچک درباره افراد. “النور روزولت”

عزیزم منم مثل خودتم شوهرم انتخاب خودم بود الان پرنده در قفس شدم حالا خوبه شوهرت میزاره بری بیرون منکه حق اینکه پام رو از خونه بزارم بیرون ندارم ماهی یکبار اونم فقط با خودش و حتما با چادر باید باشم حتی نمیتونم رو تراس لباس پهن کنم میگه هر وقت خودم خونه هستم لباس بشور که خودم پهن کنم اگه بری تو تراس مردا نگات میکنن شیشه های پنجره خونمون رو مشجر کرده دو تا پرده ضخیم هم زده زندانی شدم تو خونه یک بار اعتراض کردم دیوانه بازی دراورد بیا و ببین سرشو محکم میکوبید به دیوار تمام صورتش پر خون شد منم دیگه کوتاه اومدم چون دوستش دارم چاره ای ندارم عزیزم

کل حقوقشم میشه قسط بخدا من ادمی نیستم خرج کنم پول تو جیبی هم میده یا دادم برا قسط عقب مونده اگه کم بیاد یا میدم ب خودش برا کادو ، برا خودم هیچی نگرفتم البته خدایی هر چی بخام چیزای خوبی میگیره برام بعد بهم میگه این روزا ریخت و پاش نکنیم بولای علی من کل پولی ک ماهانه میگیرم فوقش بشه برا نت و خطم ... خو این چ حرفیه ب منی ک اخرین بار رفتم ارایشگاه یادم نیس میزنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز