عزیزم منم مثل خودتم شوهرم انتخاب خودم بود الان پرنده در قفس شدم حالا خوبه شوهرت میزاره بری بیرون منکه حق اینکه پام رو از خونه بزارم بیرون ندارم ماهی یکبار اونم فقط با خودش و حتما با چادر باید باشم حتی نمیتونم رو تراس لباس پهن کنم میگه هر وقت خودم خونه هستم لباس بشور که خودم پهن کنم اگه بری تو تراس مردا نگات میکنن شیشه های پنجره خونمون رو مشجر کرده دو تا پرده ضخیم هم زده زندانی شدم تو خونه یک بار اعتراض کردم دیوانه بازی دراورد بیا و ببین سرشو محکم میکوبید به دیوار تمام صورتش پر خون شد منم دیگه کوتاه اومدم چون دوستش دارم چاره ای ندارم عزیزم