امسال معلم شدم تا 1اونجام میام خونه امروز کار داشتم 2:30 اومدم مادرشوهرم زنگ زده بود خونه شوهرم گفته بود سما دیر میاد اونم باز الان زنگ زد که چرا رفتی سر کار دیر میای خونه بچه گرسنه میمونه شیر نداره بخوره ضعیف میشه من هر روز یه شیشه پر شیر میزارم غذاهم مامانم بهش میده تازه به خاطر پول رفتم سر کار چون لنگ هزار تومان بودم رفتم مادرشوهرمم میدونه که چقدر گرفتاری مالی داریم پس چرا میگه چرا رفتی سر کار اونکه میدونه دلیلش چیه میگه تا 1سر کار باشی یه چیزی اما تا 2:30 زیاده بچه گرسنه میشه میگم هرروز 1میام امروز طول کشید انقدر حرصم داد حالا همیشه میخاد بگه بچه شیر داره انگار من عقلم نمیکشه به بچه غذا بدم میزارم گرسنه بمونه چرا اذیتم میکنه چرا میگه نباید پیرفتی سر کار وقتی میدونه مشکل داشتم و رفتم چرا من بی زبونم جواب نمیدم
عزیزم اینکه ناراحتی نداره بهشون بگو مطمعن باشید من مادرشم بیشتر از شما و هر کسی نگرانشم.بعدم بگو شرایط جوریه که فعلا صلاح اینه که من برم سر کار اشتباه نکن نزار جمع شه تو دلت بااحترام جواب بده حالا چه مادرشوهر چه هرکس دیگه