سلام بچه ها یکسال و نیم ازدواج کرم خانواده همسرم خیلی دوستم داشتند پیششون زندگی میکنم ولی از وقتی دخترشون ازدواج کرده باهام خیلی بد شدند احساس میکنم فکر میکنند مثلا من حسودم یا نمیدونم ربطی به اینکه من مجدد دارم ادامه تحصیل میدم و مدرکم مثل دخترشون میشه که تو فامیل فعلا فقط اون این مدرک داره ؟آیا مقایسه با دخترشون میکنند کسی تجربه داره؟داستان اینطور شروع شد که پریروز من برای درست کردن اسنک برای آقای داماد رفتم بالا عموشون و بقیه جلوم پاشدند ولی داماد پا نشد شب وقتی داماد رفت تهران سرکارش( مهمون بود) پدرش عصبانی با صدای بلند گفت امروز خیلی ناراحت شدند از من که چرا داماد جلوم پا نشده (خب من باید ناراحت میشدم)تو به داماد من بی احترامی کردی که اون اینطوری برخورد کرد تو چون پنجشنبه صبح نیومدی بالا(در صورتی که چهارشنبه شب تا رسیدند همش بالا بودیم)و ظهر با شوهرت اومدی ناراحتش کردی من اجازه نمیدم کسی بهش بی احترامی کنهمن ازش خیلی راضیم من خیلی دوسش دارم و هرروز علاقم بیشتر میشه اون تونست با نفوذش وام عمو رو درست کنه درحالی که عمو فکرشم نمیکرد به دامادم محتاج بشه یکروز کلی کتاب خریده از تهران آورده من ازش تشکر کردم و نمیذارم بهش بی احترامی کنید با صدای بلند من و شوهرم محکوم کرد حالا شوهرم میگه بریم بالا من راضی نمیشم برم بالا اونم باهام قهر سکوت کردم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من خوب متوجه نشدم جریان چیه.ولی اکثر خانواده ها بیشتر به دختر و دامادشون اهمیت میدن تا عروس.چون خوشبختی دخترشون واسشون اهمیت داره تا عروس.شاید فک کردن به دامادشون بی احترامی کردی از دستت ناراحت شدن