دقیقا همینه
منو ابجیم باردار بودیم خالم اش نذری پخت
اینکه بیاره پیش کش حتی نگفت بیایید ببرید
حالا ابجیم پدرشوهرش نذری داشته
دختره اون خالم بارداره
پاشده ابجیم یه کاره غذا برده دره خونشون داده
منم بدم میاد ازینهمه سادگی دیگه میخوام باهرکی مث خودش باشم ولی ذاتم اجازه نمیده