از وقتی یادمه بابا مامانم دعوا داشتن دعوای شدید یبار با خالم رفته بود خاک پدر مادر بزرگم وقتی اومدیم بابام راه نداد و دو روز تمام آواره کوچه ها بودیم میگفت چرا رفتین دیر کردین یکی همسایه ها دست آخر واسطه شد همه محل میناختنش چند باری ما را بیرون کرد سر چیزای مسخره و هربار کسی واسطه شد نمیدونم چرا مادرم بااینکه معلم بود جدا نمیشد حتی به خانوادش هم نمیگفت هرروز تنم میلرزید از خونه فراری بودیم ازدواج های هول هولکی کردیم تو سری خور شدیم. من اونقدر نفرت داشتم از خونه عروس راه دور شدم .بخاطر اخلاق اینا روابط خانوادگی گسسته شد . اونقدر جلوعروس و داماد به هم توهین کردن حرمت ها شکسته شد و یه خانواده شدیم که از هم فاصله داریم دامادها اجازه هر رفتاری به خودشون میدن این چند روز تعطیل بود اومدیم اما جلو شوهرم امشب بحث بد کردن و بابام مامانمو زد من بلند داد زدم نکنش و شوهرم قهر کرد که صدات رفت تو کوچه بعدم باقهر خوابید کلا صحنه خیلی بدی بود استرس بدی گرفتم اشکم بند نمیره
صحنه های بدی از پدرم یادمه یبار چاقو برداشت حمله کنه یا یبار به مامانم گفت لختت میکنم میندازم تو کوچه این حرفا آزارم میده تمام این دعواها سر چیزای کوچک بود همیشه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من اگه جای تو بودم و اخلاق بابامم میدونستم میگفتم:
دوری دوستی
تعطیلاتم میمونم خونه ی خراب شدم
بهتره ازینکه شرفم بره نوک چوب
الهام خانوومی هسدم😍قبلا تو سایت دوستای خیلی زیادی داشتم ک حالا که بعد ۳سال برگشتم اکثرا قطع دسترسی شدن🥺خوشحال میشم اگه تو تاپیکی منو دیدی و شناختی بهم بگی🥰💕