خلاصه میگم شاید یکم پیشتون اروم شدم، شوهرم تک پسره منم تک عروس، یه ساله ازدواج کردم ،تواین یه سال سربچه خیلی گوش و کنایه میشنیدم، تنبلی تخمدان و کیست داشتم ولی به خانواده شوهرم گفتم فقط کیست دارم، مادرشوهرم به هرکی میرسید میگفت دعا کنید عروسم حامله بشه،یه جوری حرف میزد انگار من ده ساله ازدواج کردم مشکل خاصی دارم، بهم میگفت مدیونی جلوگیری کنی که حامله نشی،یادمه به یکی از خواهرشوهرام گفتم هروقت خدا بخواد بچه میده اونم گفت ادم خودشم باید تلاش کنه،هعی جلوم بچه بچه میکردن،منم خیلی ناراحت میشدم😔😔😢😢
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اخلاقای خوبم داره ولی بعضی اخلاقاش رومخن، ولی همینکارایی که خودش میکنه رو مادرشوهرای دختراش انجام بدن به مادرشوهراشون فحش میده، به یکی از دوماداش هعی میگه بچه ننه ولی یکی نیس بع پسر خودش بگه
اره واقعا اهمیت نده بعدم ازغصه کاراشون پیرمیشیم مریض میشیم میگن بچمون حیف شد زنش مریضه و... ولی ...
همیشه میگم اگه خودم یه دونه پسر داشته باشم کاری نمیکنم بچه ننه بشه،اون کارایی که مادرشوهرم در حقم کرده و میکنه هیچوقت در حق عروسم نمیکنم چون واقعا درکش میکنم