من پسرم. 30 سالمه. دلم برا دختری که دوستش دارم زود به زود تنگ میشه. دلم میخواد سه چهار روز یه بار همو ببینیم. از طرفی ایشون با دوستاشون همخونه هستن و بعضی وقتا دیدارامون 6 تا 7 روز طول میکشه. منم دلم براشون تنگ میشه بهشون میگم بیا همو ببینیم میبینی یه وقتایی با دوستاشون برنامه دارن یا میخوان برن بیرون. منم چون دلم براش تنگ شده دلم میخواد بیاد همو ببینیم. من تنها زندگی می کنم. ایشون هم اینجا دانشجو هستن. نمیدونم با دلتنگیم چکار کنم؟
ب نظرم دو دله خودشم نمی دونه می خواهد چکار کنه....باهاش خیلی صمیمی نشو و لوسش نکن ی جوری رفتار کن ک ...
قبلنا که اینطوری بودم خیلی بهم وابسته تر بود. همش اون میگفت ببا همو ببینیم. ولی یه مدت افسردگی گرفت رفت تو خودش. از اون به بعد من خیلی بیشتر بهش توجه کردم. شاید همین باعث شد به جورایی احساس امنیت بیشتری کنه و مطمئن شه من همیشه هستم. شاید بخاطر اینه که یه مقدار خیالش راحت شده و میدونه من همیشه هستم. من تو بعضی مسائل مالی هم که مشکل دارن بهشون کمک می کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم همین حدسو میزنم. یه سری پسر همکلاسی هم داره تو بازیگری. خودش بهم میگه تو فضای مجازی با هم در مورد بازیگری و کلاسا با هم حرف میزنیم. خیلی نگرانم از اینکه این حرفاشون به جاهای دیگه برسه و باعث وابستگی بشه و مشکلی پیش بیاد
منم همین حدسو میزنم. یه سری پسر همکلاسی هم داره تو بازیگری. خودش بهم میگه تو فضای مجازی با هم در مور ...
مای شما پسرها چقدر بیکارین خودتونو وابسته ی دختر میکنین...شماها حق انتخاب دارین اگه این بیخیالت بشه ب معنی این نیست بقیه هم بیخیالت بشن ...من ی پسر خاله داشتم خیلی از لحاظ سطح سواد و اینا پایینه سربازیشم نرفته کلا مثل عقب افتاده هاست ی نموره فقط مامان باباش وضعه مالیشون خوبه ک ساپورتش کردن رفت خواستگاری ی دختره ک از خودشم پایین تر بود دختره ک منفی داد و کلیم ازش خندید حالا رفته با ی دختر از خودش سطحش بالاتر ازدواج کرده و بچه دار شده بیخیال بابا انقد خودتو درگیر نکن
دیگه کمک نکن بعضی دخترها دوست دارن با چند تا پسر باشن لاز ی جا ساپورت بشن از ی جا کمک درسی بشن از ی جا واسه ازدواج از ی جا واسه خوشی...بیخیالش شو والاشوهرمنم ماهی دویست بهم نمیده ک تو ب این با اینکه اصلا نمی دونی واسه چی باهاته بهش انقد میدی
یکم مواظب باش به نظرم اون براش جذابیت داره هر چند هم که خودش میدونه ارزشتون خیلی از اون بیشتره ولی ...
به نظرتون من چکار میتونم کنم که به اونا نزدیک نشه و فقط به من فکر کنه؟ راهی هست؟ ما بعضی وقتا با هم حرفمون میشه. از هم دلخور میشیم، ولی باز میایم سراغ هم و همو دوست داریم. حتی وقتایی هم که با هم حرفمون میشه باز با هم اگر چه یکم با دلخوری حرف میزنیم، ولی اصلا با هم قهر نکردیم
کاش کمتر بھش کمک مالی میدادی حس میکنم شاید ب خاطر اینکہ ساپرتش میکنی باھاتہ
یعنی رفتارای دیگش و این علاقه ای که نشون میده فقط واسه کمکای مالیمه؟ من همیشه بهش کمک نکردم. یه وقتایی وقتی پول میخواست می گفتم ندارم و اونم میگفت عیب نداره، تو خودتم مشکلات داری. چیزی نمی گفت. ازمم دور نمیشد. الانم میتونم بهش بگم نمیتونم از لحاظ مالی بهت کمک کنم. فقط چون میدونم خانوادش دستش یه مقدار تنگه بهش کمک می کنم