تازه بهش زنگ زدم گفتم عصر زود بیا خونه که بریم خونه بابام... برگشته میگه کی بهت اجازه داده که بخوای بری؟؟
بهش گفتم باهم میریم و من خودم پریروز بهت گفتم تو گفتی باشه.... گفت نه امروز مامانم مهمون میاد براش از شهرکرد باید بمونی کاراشو انجام بدی....گفتم بهش مگه کلفتم؟؟ عصبانی شد گفت آره کلفت سیاه مادرمی...دیگه همنمیزارم بری خونه بابات...خیلی خودسر شدی😢😢😢