طلا شده نزدیک 400هزار تومن بعد اون کثافط زنجیر طلا منو برداشته برا خودش ...هیچ کاریم از دستم بر نمیاد نمیبخشمش ایشالا جوابشو بگیره ...راضی نیستم واقعا از ته دل سپردم به خدایی که قلبا بهش اعتقاد دارم...چقد ی ادم میتونه پست باشه همش شذه اختلاف برا پسر و عروسش،ک عقدن...مادرشوهرا مردمو میبینم اتیش میگیرم. ....بخدا از هر عروسی براش،بهتر بودم تا کاری کرد ک از ته دلم متنفر شدم ازش. ..
مامانه من خیلی تحملاتیه اونام کن گشاد و بی عارو حرومی
شوهرتو بزار تو تنگنا .بگو باید عین زنجیری رو ک دادیم و بخری.بگو ن طلایی خریدید ن سرویسی بگو برو عین زنجیرمو بخر.توخانواده شما جای خانواده عروس و داماد عوض شده
البته همش تقصیر شوهرته این مشکل باید به دست شوهرت حل بشه هم خودشون تو فامیلشون رسم و رسوم شوم چیه ما مثلا همون موقع که رفتیم خرید شوهرم گفت من که نمیتونم بندازم برا خودت میشه هرچی دوست داری بردار
هرکی هرچی دلش میخواد میگه، آخرش میگه من دلم صافه...انگار دل ما فرفریه
الان قهرم باشون نمیرم. ب نطرت ب. باباش اس بدم دری وری بگم ؟
آگه ازحرف درآوردن بعدش نمیترسی چون احتمال داره مادرشوهرت بگه من بودمیخواستم پسش بدم بعدم احتمال داره پیش فامیل خرابت کنه اولش یه پیامک بده به پدرشوهرت بگومن آون زنجیروبه زحمت خریدم برامادرشوهرم قابل مامانونداره ولی انتظارداشتم حداقل یه دفعه گردن شوهرم ببینم مامان کلی حق به گردن ماداره همین که پسری بااین شخصیت تربیت کرده یه دنیاازش ممنونم ارزش مامان بیشترازیه زنجیره ولی من میخام ست دستبندشوهم بخرم مامان زنجیرونمیده بعداگه دیدی جواب ندادخودتوبزن به آون راه هرچی خواستی بگو