2777
2789
عنوان

مادرشوهر 😢😢😢

| مشاهده متن کامل بحث + 902 بازدید | 79 پست
گه خورده رو میز شوهرم برداشته بعدم گفته ولش کن گذاشتم گاوصندوق ...کم کم صاحب شذ

شوهرت خودش بهش داده فکر نمیکرده تو بدت بیاد،الان جرات نداره اعتراف کنه بگه خودم بهش دادم،باور کن

مجبور به تولید مثل نیستیم،یک فرق ما با حیوانات همینه   

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بگو ازمامانتدبگیر نیخوام بدم مثل مدلسگش بدامنم بسازن پشت زنحیرطلاشماره۷۵۰ نوشته شده ب مادرشوهرت بگو ...

اخه گی استیلو قفلشو با نخ میبنده من میشناسم زنجیرمو اینم ک با نخ بسته ضایعست مال خودمه

اطش میترسم راستش از بس هاره 


خب پس سکوت کن

فان👹👇👇👇👇

 یا میتونی،قرص خواب بریزی تو چایش و خوابش برداز گردنش باز کنی😄😄😄

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
اطش میترسم راستش از بس هاره 

نمیخورتت ک.نمیکشتت ک .دادت نمیزنه ک.سرتو نمیزاره لای گیتوتین.ی جیغو داده دیگه

حداقل حرفتو بش میزنی بزاربفهمه ببخشید خنگ نیستی

جنگیدن بلدم، ولی بعضی هدف ها ارزش جنگیدن ندارن.
اگه میشذ حاضر بودم 


😄😄

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
اخه گی استیلو قفلشو با نخ میبنده من میشناسم زنجیرمو اینم ک با نخ بسته ضایعست مال خودمه

دفه بعد بگو مامان قفلش کن نیفته دست شوهرم اسم شوهرتوبگو

جنگیدن بلدم، ولی بعضی هدف ها ارزش جنگیدن ندارن.

شوهرت بگو بگیره ازش بگو ما رسم داریم میدن خانماشون زنجیر و میندازن مثال بگو می‌خوام برم فلان مهمونی گردنم خالیه می‌خوام بندازم سرویسم دوس ندارم برا مهمونی های کوچک بندازم 

هرکی هرچی دلش میخواد میگه، آخرش میگه من دلم صافه...انگار دل ما فرفریه  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز