تاپیک یکی از بچه ها به اسم دنیای تلخ رو خوندم، شوهرش استاد دانشگاهه و خیانت کرده. بین کامنت ها یه نفر دیگه هم بود که شوهرش استاد بود و خیانت کرده بود. یکی از دوستان خودمم شوهرش استاد بود و خیانت کرد و دوستم رو طلاق داد و رفت با دانشجوش ازدواج کرد.
شوهر منم استاده، محل تدریسش هم یه شهر دیگه ست. الان چنان ترسی به جونم افتاده که نمیدونم چیکار کنم .. قبل از نوشتن این پست بهش زنگ زدم، تابستونا خونه ست. گفت دکتر فلانی اومده پیشم. قلبم وایساد :/ گفتم چرا نگفتی مهمون دعوت کردی و .. دیدم خیلی پشت تلفن نمیخواد توضیح بده خدافظی کردم و مسیج داد که "بخدا نه صبح بهش گفتم بیاد."
الان من با این حجم استرس چه کنم ؟؟ از طرفی چجوری زندگی کنم که از این اتفاق ها برام نیفته :((((