2777
2789
می میرم اما داغ چشمانت فراموشی ندارد‌..

دورترینِ من

تو به جای تمام بغض هایم بخند
تو به جای تمام دلتنگی هایم گریه های شبانه ام دور بودن از نگاهت بخند
من بی تاب نگاهت می مانم و منتظر رسیدن به نگاه پاکت به آرامش قلبت طنین صدایت قشنگترین
ملودی عاشقی است بمان همیشه در خیالی که تو را از خدا آرزو کرد هر چند این فقط آرزو بود

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

دورترینِ من تو به جای تمام بغض هایم بخند تو به جای تمام دلتنگی هایم گریه های شبانه ام دور بودن از ن ...


 💙❄️
من واقعا بعضي وقت ها
به طرز عجيبي در مقابل زندگي كم ميارم



-خدایا تو کیو داری که انقدرآرومی...!


من هچیوقت هیچ معنیه دقیقی برای شادی نداشتم اما وقتی با تو آشنا شدم، تو معنای خوش‌حالیم شدی‌.


‏اگه هنوزم میشینن با آدما درد و دل میکنین ، باید بگم خیلی دل و جرئت دارین..



منطقی ترین آدم دنیا هم که باشی
عقلت جلو دلت کم میاره ...!


 💙❄️ من واقعا بعضي وقت ها به طرز عجيبي در مقابل زندگي كم ميارم -خدایا تو کیو داری که انقدر ...


آرزوها همیشه آرزو و رویا می مانند
دلتنگی هایم را می گذارم در صندوقچه اسرارم درش را قفل می کنم
هیس !   آرام باش  سکوت کن قفلش فقط در دستان توست
وقتی درش را باز کردی قلب شکسته ای رامی بینی که از نبود تو به خاک افتاده

آرزوها همیشه آرزو و رویا می مانند دلتنگی هایم را می گذارم در صندوقچه اسرارم درش را قفل می کنم هیس ! ...


سحر از ماورای ظلمت شب
می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می‌خوانند
من آنجا چشم در راه توام
ناگاه ترا از دور می بینم که می‌آیی!

#فریدون_مشیری

سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند قناری ها سرود صبح می‌خوانند من آنجا چشم در راه توام ناگاه تر ...

” ر؋ـتــטּ ” !
ر؋ـتـטּ ڪــہ بهانــہ نمیخواهـد ، یڪ چمداטּ میخواهد از دلخوریهاے تلنبار شدہ …
و گاهے حتى دلخوشیهاے انڪار شدہ …
ر؋ـتــטּ ڪـہ بهانـہ نمیخواهد …
وقتے نخواهے بمانے ،
با چمداטּ ڪـہ هیچ …
بى چمداטּ هم میروے !
” ماندטּ ” !
ماندטּ اما بهانـہ مے خواهد ،
دستے گرم، نگاهے مهربان، دوستت دارمهایے ڪـہ مى شنوے ،
یڪ ؋ـنجاטּ چاے، بوے عود، یڪ آهنگ مشترڪ، خاطرات تلخ و شیریـטּ …
وقتے بخواهے بمانے ، حتــے اگر چمدانت پر از دلخورے باشــد
خالـــے اش مے ڪنــے و باز هم میمانــے …
میمانے و وقتــے بخواهــے بمانــے ، نم باراטּ را رگبار مے بینــــے

” ر؋ـتــטּ ” ! ر؋ـتـטּ ڪــہ بهانــہ نمیخواهـد ، یڪ چمداטּ میخواهد از دلخوریهاے تلنبار شدہ … و گاهے ح ...


مگو در کوی او شب تا سحر
بهر چه می‌گردی
که دل گم کرده ام آنجا و می‌جویم نشانش را . . .

#فروغی_بسطامی🌷🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  19 ساعت پیش
توسط   آیسان۶۴۶۴  |  19 ساعت پیش
توسط   عسلیی_بلا  |  20 ساعت پیش