منم گفتم تو نمیتونی واسه من تعیین تکلیف کنی برو با داداشت صحبت کن گفت به اون گفتم به تو هم باید میگفتم منم گفتم هر وقت زن گرفتی واسش تعیین تکلیف کن گفت برو بالا دیگه هم نمیخواد بیای خونه ما گفتم به تو ربطی نداره صاحب خونه یکی دیگست گفت برو تا تکلیفت و روشن کنم
منم گفتم تو کی هستی که بخوای تکلیف من و روشن کنی
دیگه اخرش دااااااد میزدم بعدم فوری اومدم واحد خودم با گریه البته