بچه ها امروز رفتم ارايشگاه ديدم يكي كنارمه داره موهاشو بلوند ميكنه
من چند دفعه نگاش كردم
اونم چند دفعه با ي لبخند مليح منو نگاه كرد
اخر سر صحبت رو باز كرديم و ديدم عهههه اين دوست دوران امادگي منه😂
بعد ديدم ي بچه هي داره ميگه برام خوراكي بخر
بعد گفتم فلاني يادته اون قديما چقد دوس داشتي مامانت ي خواهر برات بياره ؟
دوستم گف ارررههههه يادمه ولي چ ربطي داشت الان؟
بعد من گفتم مگ اين بچه خواهرت نيس؟😃
گف ن بچمه 😐و من هنوز اندر خم يك كوچه ام
دوستم ١٩سالشه بچش ٤سالش بود 🤓