پیگیرش نبودن مامان بابام دیگه. میدونی خانواده ی ما خیلی تو فامیل تو چشمه،مثلا از یه لحاظایی از همه بالاتریم بابام اوایل نمیتونست با این قضیه کنار بیاد که یدونه پسرش مشکل داره یا مامانم فکر میکرد اگه بشینه جوش بزنه و خودشو مریض کنه حق مادری رو ادا کرده
بعدم شهرمون کوچیکه امکاناتی برا این بچه ها نداره
دارو رو از سن نوجوونی شروع کرد
بیشتر دلم برا این میسوزه که نمیتونه سرکار بره
مثل مردای دیگه کار کنه
نمیتونه تشکیل خانواده بده. ازدواج کنه😔😔