2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 155826 بازدید | 10472 پست

واقعا دارم فکر میکنم به خاطر اون شرایط که میگم اگه اون حل هم بشه اون آدم تو تنهایی های من چقدر میمونه  چقدر میتونه سازنده باشه به هر حال من تنهام کاش میتونستم از این شرایط فرار کنم و هیچ وابستگی نداشتم و راحت تر تصمیم میگرفتم ناچارم ناچار که فعلا سکوت کنم ...

الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
واقعا دارم فکر میکنم به خاطر اون شرایط که میگم اگه اون حل هم بشه اون آدم تو تنهایی های من چقدر میمون ...

عزیزم عمر ما آدم ها مگه چقدره ؟ مگه چقدر فرصت زندگی داریم .....باید خودت محکم باشی ، دستت رو به زانوت بگیری و بلند شی و شرایطت رو تغییر بدی 

شما با شواهد و مدارکی که از آزو بودن همسرت داری راحت می تونی جدا بشی 

به نظرم به جای اینکه فکر بچه باشی ، بهتره دنبال روشی برای قوی و مستقل شدن باشی .... نمی دونم شاغلی یا نه ، ولی اگه نیستی ، شاغل بشو ، روی خودت کار کن و اینو بدون که نمی تونی بشینی منتظر خدا بشینی که برات کاری کنه چون خود خدا گفته ان الله لایغیر قوم حتی یغیر انفسهم .... یعنی تا قومی خودشون رو تغییر ندن خدا هیچ تغییری در اون ها ایجاد نمی کنه

زندگی همینه .... قسمت سختش رو باید خودت تنهایی انجام بدی 

ببخشید اینو می گم ولی به خاطر رودربایستی امروز و معذب بودن امروزت ، آینده ات رو نابود نکن 

باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همه حرفات مثل یه خواهر بزرگتر میمونه برام درسته من شاغل بودم شغلمو ازم گرفتن 

ولی منم دارم همش فکرمیکنم باید خودمو مستقل مالی هم بکنم من قوی بودم ولی نباید از پا بشینم همه ازدواج موفقی ندارن ولی میتونن آینده خوبی درست کنن من با خودم که فکر میکنم میگم ازداوج بچه یه بعدی بزرگی زندگی هست ولی همه بعدش نیست باید یاد بگیرم بلند شم خودمو جمع جور کنم صبر کردن که این و اون بیان تا حالا که برای من کاری نکرده باید کنار بیام و شرایط جدید اول برای خودم ابجاد کنم این اتفاق منو از هر مرد و ازدواج بیزار کرد ولی زندگیمو نباید بزارم ادامه اون زیر سلطه اونا باشه باید بجنگم بجنگم نسپارم دست روزگار 

الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹

ممنونم نی نی نگار جونم اولین نفری بودی که تو این ماجرا همراه ذهن من بودی هر کسی سمت خودش و تفکر خودش دید خودش گفت برام به هر کی گفتم نهایتش شنونده بودن یه سری ها هم همه چیز رو انداختن گردن من 

هیچ کس ندید اون غصه تو دلمو نفهمید حرفمو انگشت تقصیر به سمت من رفت یه دنیا ممنون

الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
ممنونم نی نی نگار جونم اولین نفری بودی که تو این ماجرا همراه ذهن من بودی هر کسی سمت خودش و تفکر خودش ...

خواهش می کنم عزیزم 

مطمئنم بازهم قوی می شی ، از نظر مالی مستقل می شی .... حداقل الان که دارن نازت رو می کشن شرط کن که باید بری سر کار .... نذار بال و پرت رو بچینن

الی جان میدونی متاسفانه توی جامعه ی مردسالار ما ، حتی مادر ها هم تقصیر رو می اندازن گردن دخترشون !!! همیشه حتی وقتی واضحا زن مقصر نیست باز می اندازن گردن زن ! همه به زن می گن تحمل کن ، و منظورشون از این تحمل این نیست که اعتقاد داشته باشن با تحمل مشکلاتت حل می شه یا به آینده ی روشنی می رسی ها !! فقط فکر می کنن وظیفه زن تحمل کردنه که ظاهر خیلی مسائل حفظ بشه .... تحمل کنه و زیر بار غم و تحمل جون بده !! 

بازم ببخشید اگه یک کم تند رفتم .....آخه ماها فقط همدیگه رو درک می کنیم ... مشکل ماها یه مشکل نایابه و کمتر کسی بهش مبتلاس .....الی جون برات بهترین ها رو آرزو می کنم و آرزو می کنم آینده درخشانی داشته باشی در کنار مردی که لیاقتت رو داشته باشه و محبتت رو درک کنه و فرزندی که بتونی در آغوش بگیریش و از مادرانگی براش لذت ببری 

می دونم که مستحقش هستی و انشالله بهش می رسی 

باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش

سلام دوستان.من چند ساله ازدواج کردم .شوهرم آزو اسپرمه..میخواستم ببینم کسی از طریق اسپرم اهدایی بچه دار شده؟ و اینکه تو اهواز جایی هست که اسپرم اهدایی بدن؟ ممنون میشم جواب بدید

تا خداوند نخواهد حتی برگی از درخت فرو نمیریزد🤗

لایک به حرفهای نگار جون. همیشه سخنور و مشاور خوبی بوده و هست


الی یه چیز بگم 

ما الان بچه داریم خب . شوهرامونم خیلیییییییییییییی بچه رو دوس دارن بیشتر از ما حتی . 

ولی اصلا به چشمشون نمیاد. خیلی عادیه براشون . مثل یه سرماخوردگی رفتی دکتر دارو داد و تموم 

خودمون می فهمیم چقدر له شدیم زیر بار اون مشکلات. از زمانی که کابوس آزو بودن شروع شد . حتی نمی دونستیم معنیش چیه .  

می خوام بگم ارزش نداره برای مردی که درکت نمی کنه مادرانگی خودتو در خودت بکشی . 

خیلی جالبه شوهر من به یک شرط حاضر شد برم دنبال بچه. که هیچ احدالناسی چیزی نفهمه. و حتی خود بچه در آینده . با این قول رفتیم سراغ درمان. و همسرت صاف رفته گذاشته کف دست چنین مادری


بودن دوستانی  خانواده همسرش میدونن اینها هدایی گرفتن . عین کوه هم پشت سرشونن. خانواده داریم تا خانواده 

سلام دوستان.من چند ساله ازدواج کردم .شوهرم آزو اسپرمه..میخواستم ببینم کسی از طریق اسپرم اهدایی بچه د ...


سلام

http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=577789&PageNumber=1

صفحه اول این لینک تقریبا 95 درصدشون مامان شدن با ای یو و ای وی اف



سلام https://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=577789&PageNumber=1 صفحه اول این ...

میخواستم بدونم وقتی اسپرم اهدایی میگیریم و بچه دار میشیم درآینده ممکنه بچه با محارم خودش ازدواج کنه؟ چکار کنیم اینجور چیزا پیش نیاد؟؟ بعد میترسم شوهرم محبتی نسبت به بچه نداشته باشه در صورتی که من جنین اهدایی میخواستم بگیرم که خودش گفت نه اسپرم اهدایی بگیریم که بچه ۵۰ درصد شبیه خودمون بشه

تا خداوند نخواهد حتی برگی از درخت فرو نمیریزد🤗
لایک به حرفهای نگار جون. همیشه سخنور و مشاور خوبی بوده و هست الی یه چیز بگم  ما الان بچه د ...

خواهش می کنم نی نی جون ..... می دونی چون ماها هم درد هم هستیم ، دقیقا با سلول سلول بدنمون همه چیز رو درک می کنیم 

منم واقعا به حرفت رسیدم نی نی جون .... همین که می گی اصلا انگار نه انگار مشکل بزرگی بوده .


واقعا الی جان ، قدر دان ترینشون بازهم به خاطر اون دیدگاهی که باهاش بزرگ شدن ، همون دیدگاه مردسالار جامعه ، بازهم اونطور که باید ، نمی بینن....وای به حال بقیه .

نمی خواستم درد دل کنم ولی می گم ..... بعد از این همه سختی و مکافاتی که من کشیدم برای بچه دار شدن ، که فقط بچه ها خودتون می دونید و شماها درک می کنید .....و اصلا نذاشتم کسی بفهمه ، چقدر از درس و کارم عقب افتادم . یعنی هر کی توی دوست و آشنا و فامیل از من عقب تر بود و درسش ضعیف تر بود ، از من جلو زد و من هیچ چی !! فقط به خاطر اینکه تمام توان و وقت و انرژی ام رو گذاشته بودم برای حل مشکل همسرم و جالبه هیچ وقت و هیچ وقت حتی اینجا نمی گفتم مشکل همسرم !! می گفتم مشکلمون ! می گفتم چه فرقی داره ؟ درد اون درد منه ! 

تازه چه بارداری ای گذروندم و شک به مشکل جنین و آمنیوسنتز و غیره اش بماند .....تا خدا رو شکر زایمان کردم و تا اینجای قضیه همسرم خیلی هم خوب بود

بعد از چند ماه که زندگی مون مثل بقیه زوج ها عادی شده بود ، به همسرم گفتم بیا خونه رو عوض کنیم ( اجاره ای هست ) بریم جای دیگه که کمی نزدیک تر به مامانم اینا باشیم که بتونه کمکم کنه توی بچه داری که منم این همه از درس و زندگی عقب افتادم یک کم بتونم جبران کنم ..... اصلا هم بهمون فشار مالی ای نمی اومد 

انگار همسرم شده بود یه آدم دیگه !! مخالفت پشت مخالفت و لج و دعوا و به من می گفت : من برای چی باید خودم رو به سختی بندازم ؟؟ بیام نزدیک مامانت اینا بشم که چی ؟؟ خوشم نمیاد ، معذب می شم ....بهش میگفتم خب به خاطر من ، برای خواسته ی من .... ولی به خدا قسم همینطوری هر روز سر این موضوع باهام دعوا می کرد و می گفت تو داری منو به سختی می اندازی به خاطر خواسته ی خودت !!! ..... حالا چه سختی ای بود مگه ؟؟؟ دوتا کوچه اونورتر مامانم اینا بریم !!! ...... همسری که من به خاطرش 5 سال همه جور سختی ای کشیدم ،از جسمی و روحی که خودتون بهتر می دونید، همه ی زندگی ام رو به پاش ریختم ، همهههههه چیزم رو ، و هرگز حاضر نشدم بهش بگم مشکل تو ! و می گفتم مشکلمون !! حالا حاضر نبود حتی به خاطر من یه سختی اسباب کشی و نزدیک شدن به خانواده ام رو تحمل کنه ( اونم بچه ها اصلا مامان من اخلاقش جوریه که وقتی شوهرم هست نمیاد ... می گه شوهرت معذب می شه) 

باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
خواهش می کنم نی نی جون ..... می دونی چون ماها هم درد هم هستیم ، دقیقا با سلول سلول بدنمون همه چیز رو ...

هیچ مردی لیاقت گذشت رو نداره...ولی الان هم اگه من دنبال بچه دار شدن هستیم به خاطر خودمونه که درآینده زجر نکشیم..از یه طرف ترس از اینکه درآینده شوهر بچه رو پس بزنه خیلی اذیت میکنه..واقعا منم موندم چکار کنم

تا خداوند نخواهد حتی برگی از درخت فرو نمیریزد🤗

بعد از تعویض خونه هم خداشاهده هر روز سر من منت می ذاره که من به خاطر تو به سختی افتادم .... یه روز یادمه باز اینو گفت ، منم گفتم خب در عوض ببین اینجوری مشکلمون کمتر می شه ....یهو برگشت صاف توی چشم من نگاه کرد و گفت : مشکلمون نه ! من مشکلی با اون خونه قبلی نداشتم تازه راحت تر هم بودم ..... مشکل تو !! به خاطر مشکل تو من به این همه سختی افتادم !! ( حالا سختی اش یه اسباب کشی بود !! )


دیدم اینجوری دیگه نمی شه به خودم گفتم بسه دیگه نجابت ! یهو برگشتم بهش گفتم : مشکل من ؟؟؟ چی شد حالا دیگه من و تو رو جدا حساب می کنی ؟

5 سال تموم ، گل جوونی و زندگی ام رو ریختم به پات ، به خاطر مشکل تو همه زندگی ام شد سختی و اشک و آه ... ولی هیچ چی بهت نگفتم ، برای اینکه بهت برنخوره ، یه بار نگفتم مشکل تو ! همیشه گفتم مشکلمون ...... اون همه درد و عذاب جسمی و روحی و عقب افتادن از درس و زندگی و همه پیشرفت هام .... اینا هیچ ؟ .... نه عزیزم اینا به خاطر مشکل تو بود .... مثل اینکه باورت شده که مشکل ما بوده ! نه مشکل تو بوده .... اگه قرار من و تویی باشه بدون که اینجوری بوده ماجرا ... هیچ چی نمی گم خیلی دور برداشتی ؟؟؟ 

یهو ساکت شد .... هیچ چی نگفت .... بهش گفتم فکر می کردم با مردهای دیگه خیلی فرق داری ... حداقل ادعای درک و معرفتت که خیلی بالا بود ولی می بینم که انگار جنس آدمیزاد اینه که فراموشکار باشه . از این به بعد هم یا همه چی با همه ، مشکل یه نفر مال هر دو هست یا اگه قراره حساب کتاب ها رو سوا کنیم بدون که حالا حالا ها بهم بدهکاری .

یعنی بچه ها فقط سکوت و سکوت کرد .... داشت می رفت بیرون .... رفت بیرون و اومد و وقتی اومد هیچکدوم دیگه به روی خودمون نیاوردیم که چی ها گفتیم و چی شد ولی از اون به بعد دیگه هرگز اون حرف ها و نق نق ها رو نگفت .... و خداییش انگار وجدانش بیدار شد .... انگار واقعا یادش رفته بود !! 

باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز