میدونین تو کل سالهای عمرم تا قبل از این مشکل همه منو مثال میزدن
واسه اینکه همیشه شاد بودم.همیشه خندان بودم.همیشه موفق بودم توی همه چیز...از نظر خانواده،تحصیلات،ظاهر،اخلاق،همسر داری،زندگی،و،و،و....
ولی بریدم....بد جوری باختم...به بدترین شکل ممکن
شکستم...خرد شدم...هم خودم و هم همسرم....
میدونین این چند بار آخر به نتیجه رسیدم که بچه واقعا ارزش داره من به خاطرش این همه سختی کشیدم!
مسلما داره ولی به قیمت این که من تو ۳۲سالگی شدیدا افسردگی گرفتم...منی که عاشق شوهرم بودم همیشه بهش میگفتم تو برام یه بوی خاص داری ولی الان خیلی وقته شاید چند ساله دیگه بوی اونو نمیفهمم!!!
پیر شدم!تمام موهام سفید شده!
نزدیک به ۳۰کیلو اضافه وزن دارم برای داروها و آمپول هایی که هر بار میزنم!
دیگه هیچ لباسی نمیتونم بخرم!
همه میگن لاغر کن...رژیم بگیر!ورزش برو...
ولی نمیدونن روزی ۸تا قرص میخورم!
نمیدونن ماهانه۱۴تا آمپول میزنم!
نمیدونن به خاطر iui نمیتونم ورزش مداوم برم
نمیدونن به خاطر داروهای هورمونی متعدد هر کاری هم بکنم لاغر نمیشم!
نمیدونن بدنم از جای آمپولها کبوده
نمیدونن آمپول به بدنم فرو نمیره...
نمیدونن هر بار با بغض فراوون آمپول میزنم....
نمیدونن که من بچه میخوام...با تمام وجودم....با تک تک سلولهای بدنم....ولی خدا نمیخواد!!!
و من نمیدونم چرا؟!
نمیدونن با زخم زبوناشون منو داغون میکنن و افسرده تر
نمیدونن نباید از من و امسال من نباید بپرسن بچه نمیخوای؟مامان نشدی!!!
منم دوست دااااارم فریااااااد،بزنم نه!!!!!نشدم.....خدا نخواسته.....خدا نمیخواد....دست از سر من و زندگیم بر دارین