دوستایه گلم چیزی که ما رو کنار شوهرامون نگه میداره یه چیزی فراتر از عشقه من شما رو نمیدونم اما خودم حاضرم همین الان جون بدم اما یه تار مو از سر شوهرم کم نشه واسم همه دنیا یه طرف شوهرم یه طرف اگه خدایه نکرده نباشه می خوام دنیا نباشه مطمئنم خیلی از دوستامون که اینجا هستن همین حسو دارن همین حرفو دارن همشون بچه رو به خاطر این عشق وبه خاطر اینکه حرف کسی دردی نشه روی سینه عشقشون میخوان من که هیچ وقت بچه رو بدون شوهرم نمیخوام اصلا بچه رو فقط واسه حفظ غرور شوهرم می خوام حاظرم بمیرم اما اونو پدر کنم هیچ وقت نشده بهش بگم بچه میخوام همیشه غصه خوردم درد کشیدم اما هیچ وقت پیشش حرفی از بچه دار نشدنش و ارزوهام نزدم حتی الانم که تصمیم به اهدا شده خیلی با احتیاط براش توضیح میدم مبادا دل ترک خوردش بشکنه خواهش میکنم شما هم رعایت کنین اونا که گناهی ندارن,ضمنا منم به خانوادم گفتم که من مشکل دارم و راهی جز ای وی اف نیست و همیشه تعریف شوهرم میکنم که چه صبورانه کارایه منو میکنه و دکتر میبرتم و به خانوادش هیچی نمیگه فقط شرمنده پدرو مادرمم که خیلی غصه منو میخورن اخ از دل مامانم که وقتی دلم میگیره میرم پیشش گریه میکنم اخ از چشمای نگران پدرم