خواهش می کنم نی نی جون ..... می دونی چون ماها هم درد هم هستیم ، دقیقا با سلول سلول بدنمون همه چیز رو درک می کنیم
منم واقعا به حرفت رسیدم نی نی جون .... همین که می گی اصلا انگار نه انگار مشکل بزرگی بوده .
واقعا الی جان ، قدر دان ترینشون بازهم به خاطر اون دیدگاهی که باهاش بزرگ شدن ، همون دیدگاه مردسالار جامعه ، بازهم اونطور که باید ، نمی بینن....وای به حال بقیه .
نمی خواستم درد دل کنم ولی می گم ..... بعد از این همه سختی و مکافاتی که من کشیدم برای بچه دار شدن ، که فقط بچه ها خودتون می دونید و شماها درک می کنید .....و اصلا نذاشتم کسی بفهمه ، چقدر از درس و کارم عقب افتادم . یعنی هر کی توی دوست و آشنا و فامیل از من عقب تر بود و درسش ضعیف تر بود ، از من جلو زد و من هیچ چی !! فقط به خاطر اینکه تمام توان و وقت و انرژی ام رو گذاشته بودم برای حل مشکل همسرم و جالبه هیچ وقت و هیچ وقت حتی اینجا نمی گفتم مشکل همسرم !! می گفتم مشکلمون ! می گفتم چه فرقی داره ؟ درد اون درد منه !
تازه چه بارداری ای گذروندم و شک به مشکل جنین و آمنیوسنتز و غیره اش بماند .....تا خدا رو شکر زایمان کردم و تا اینجای قضیه همسرم خیلی هم خوب بود
بعد از چند ماه که زندگی مون مثل بقیه زوج ها عادی شده بود ، به همسرم گفتم بیا خونه رو عوض کنیم ( اجاره ای هست ) بریم جای دیگه که کمی نزدیک تر به مامانم اینا باشیم که بتونه کمکم کنه توی بچه داری که منم این همه از درس و زندگی عقب افتادم یک کم بتونم جبران کنم ..... اصلا هم بهمون فشار مالی ای نمی اومد
انگار همسرم شده بود یه آدم دیگه !! مخالفت پشت مخالفت و لج و دعوا و به من می گفت : من برای چی باید خودم رو به سختی بندازم ؟؟ بیام نزدیک مامانت اینا بشم که چی ؟؟ خوشم نمیاد ، معذب می شم ....بهش میگفتم خب به خاطر من ، برای خواسته ی من .... ولی به خدا قسم همینطوری هر روز سر این موضوع باهام دعوا می کرد و می گفت تو داری منو به سختی می اندازی به خاطر خواسته ی خودت !!! ..... حالا چه سختی ای بود مگه ؟؟؟ دوتا کوچه اونورتر مامانم اینا بریم !!! ...... همسری که من به خاطرش 5 سال همه جور سختی ای کشیدم ،از جسمی و روحی که خودتون بهتر می دونید، همه ی زندگی ام رو به پاش ریختم ، همهههههه چیزم رو ، و هرگز حاضر نشدم بهش بگم مشکل تو ! و می گفتم مشکلمون !! حالا حاضر نبود حتی به خاطر من یه سختی اسباب کشی و نزدیک شدن به خانواده ام رو تحمل کنه ( اونم بچه ها اصلا مامان من اخلاقش جوریه که وقتی شوهرم هست نمیاد ... می گه شوهرت معذب می شه)