ممنون الی جون ان شاءالله شما و همه ی دوستامون به آرزوتون برسین .
کلی آمپولای مختلف رو بازو شکم زدم ،هنوزرکبودهای رو شکمم نمایانه
پیاده روی میرم ولی دل و دماغ باشگاه رفتن ندارم
این درمان لعنتی تموم حس زندگی رو ازم گرفت
دلم یه خیال آسوده میخواد یه خواب راحت ....
نمیدونم شب تار ماها کی صبح میشه
ملت امروز شوهر میکنن به سال نکشیده بچه بغلشونه ما که تموم عمرمونو نشستیم گوشه مطب و بیمارستان به امید یه کورسوی امید
اندازه یه خونه مبله هم هزینه کردیم
از درگاه خدا ناامید نیستم ولی بچه دار شدن برا من سرابی بیش نیس
در من هزار درد نهان درد میکند .