سلام امشب شو۶رم از سرکار اومد قرار شده ماشین بخریم بعد من بهش گفتم منم میام ببینم گفت باید با یکی برم که از ماشین سردرمیاره.منم گفتم نکنه میخای با شوهر خواهرت بری اونم برگشت گفت نه پس میخام با بابای تو برم منم ناراحت شدم گفتم چه ربطی داره واسه چی اسم بابامو میاری بعد گقت خوب راست میگم بابات هیچس از ماشین نمیفهمه شوهر خواهرم زیاد با ماشین سروکار داره گقتم خوب اصلا نباسد اسم بابامو بیاری چون من اصلا اونو سفارش نکردم بعد گفتم تو توهین کردی برگشت گفت تو نفهم و بیشعوری من توهسن نکردم بعد باهاش صحبت نکردم بعد نسم ساعت بهش گفتم حق نداری بهم بگی نفهم و بیشعور میگه تو هیچی نمیفهمی در و محکم بست رفت نونوایی بنظرتون حق با اون بوده باید چجوری باهاش رفتار کنم
میفهممت کاملن درکت میکنم ماهم میخاستیم ماشین بخریم زنگ زد شوهر خاهرش ناراحت شدم چون ادم پرحرف و پوچیه فقط بلد حرف بزنه وپز بده گفتم هیچی حالیش نیست اخرشم با شوهر دخترداییم رفت یه ماشین دیدن وانتخاب کردن خداروشکر انتخاب خوبی بود
تا دلت بخاد دیشب بهش گفتم چرا بخودت اجازه میدی انقدر بمن فش میدی و داد میزنی امروز 8 شب اومده خونه دعوا راه انداخته و همینه که هستو و هزارتا فحش و تهمت ونگم برات ...