2821
2789
عنوان

شوهر کثیف😷😷😷😷😷

| مشاهده متن کامل بحث + 90663 بازدید | 293 پست
وای مگه میشه  مگه داریم

همه چی میشه همه چی داریم. شوهرم بااین که تمیز وپاکه ولی شب ادراری مداوم داره. تا به حال یک قطره اش هم به تشک، لباس هاش وفرش خونه نچکیده ونجس نکرده، میدونین چرا؟ چون شبها لاستیکش میکنم. واجازه نمیدم خونم کثیف بشه. تواون خونه من نماز میخونمد. دعا میکنم. خونه نجس دعاهاش بی اثره. چنان با کهنه وشورت لاستیکی کش دار مشمایی میبندمش که نم پس نمیده. یک تنه جلوی شوهرم وایسادم ویک شب هم اجازه ندادم بدون لاستیک بخوابه. هرجا، مسافرت، میهمانی، خانه. حتی مسافرت شبانه بااتوبوس. ماه پیش بااتوبوس رفتیم تهران. ازتبریز به تهران بااتوبوس شب راه افتادیم فکرشو نمیکرد لاستیکش خواهم کرد. هرچه التماس کرد بیدارخواهم ماند. تاآخردستم رو بردم بالا یک سیلی بهش بزنم تسلیم شد. درخانه دو کهنه میذارم برای مسافرت شبانه ازسه کهنه استفاده کردم ولای گاش دورکمرش رو با کهنه محکم بستم ازروش شورت لاستیکی رو که ازمشما دوخته ام تنش کردم باشلوار راحتی ورزشی که تنش بود راه افتادیم. ازتبریز 100 کیلومتررد کرده بودیم که خوابید توراه برای شام ونماز  اتوبوس ایستاد دوباره ساعت 11 براه افتاد به میانه نرسبده بودیم شوشو خوابش برد. صبح رسیدیم تهران. با تاکسی دربست رسیدیم خونه خواهرم به شوهرم گفتم کهنه ات تمیزه؟ گفت نه جیش کرده ام. جلوی خواهرم وبچه هاش نتونستم خودم رو نگه دارم یک سیلی محکم نواختم گوشش. گفتم مردک منو قول میزنی هان؟ چیزی نگفت. من به شوهرم رو نمیدم بااینکه عاشقشم

یه روز رفته بودم خانه یکی ازاقوام پدری دریکی ازروستاهای میانه. 3 شب ماندیم. یادم رفته بود کهنه ولاستیک شوهرم رو وردارم ازهمسایه خونه ای که میهمان بودیم مشما وکهنه رو هم ازخونه ای که دعوت بودیم به مقدارزیاد دریافت کردیم. خانمی که مشما رو بهم داد مثل من جوان بود وباغ داشتند قضیه شب ادراری شوهرم رو که شنید گفت عزیزم فکر میکنی تو این مشکل رو داری؟ گفتم برعکس این مشکل زیاده شرم اجتماعی اجازه نمیده امار بزنه بیرون. خانم تعریف کرد که 5 سال قبل فصل گردو چینی بود وشوهرش گردوهای باغشون رو رفته بود بچینه و5 کارگر هم استخدام کرده بودیم گفت 70 درخت گردو داریم. گفت شوهرش ازدرخت گردو که بلند است ازپشت سرافتاد ونخاع یکی از مهره های کمرش اسیب دید و9 ماه خانه نشین شد ولی دکترگفته بود شکرخدا قطع نخع نشده وبه مرور زمان میتونه راه بره ولی کنترل ادرار ومدفوع رو ازدست داده بود. خانم تعریف کرد که شوهرم رو با کمک مادرش که جوان بود با مشمای گرهی که درست کرده بودیم لاستیکش کردیم حالا اون میگفت مشما کردیم. گفت شوهرش اجازه نمیداد ومن رفتم مادرشوهرم رو که منو خیلی دوست داشت اوردم وگفتم مادرجان پسرت خونه رو کثیف میکنه. زیرش نایلون انداختم ولی بوی مدفوع خانه رو برداشته. مادرش گفته بود الان میام خدمتش میرسم. گفت دیدم مادرش اومد وحدود 40 سال سن داشت. یک چوب ازدرخت کند وپسر بزرگش رو که زن گرفته بود انقدرزد که گسرش مرد گنده التماس میکرد ننه غلط کردم. سودابه همسر مرد گفت مادرش با کهنه کلفت ومشمای گرهی بزرگ لایتیکش کرد وازفردا خود شوهرم رو تروخشکش میکردم. ولی جالب بود شوهرش وقتی احساس مدفوع داشت میفهمید ولی تا از یک تا سه رو بشماره خرابکاری میکرد. سودابه گفت شوهرم رو 1 سال مشما کردم اونم شب وروز ولی چون وضع مالمون خوب بود 1 سال که شوهرم کار نکرد 1 کارگر برای باغ استخدام کردیم وچرای دامها. سودابه میگفت شوهرم داد میزد سودابه تورو خدا بیا بازم کن مدفوع دارم ومن که میدونستم بارسیدن من کارخودشو میکنه نه نمیگفتم بعد میگفت دیگه نیا. تعریف کرد که یک سال شبانه روز شوهرش رو مشما میکرد وکهنه هاشو با اب گرم میشست ویک ماه بعد دیدم مادرشوهرم ازشهر کهنه شور خریده بود. وبهم گفت عروس گلم تو همین که مشما میکنی وبازش میکنی یه دنیاستوحالا خوب شده ومن پیش خود گفتم خدارو شکر شوهرم فقط شب ها جاشو خیس میکنه دوما بی اختیاری مدفوع نداره سوما من کارمند چطور مرخصی ساعتی هرروز میگرفتم بیام لاستیک شوهرم رو هرروز چندبار عوص کنم

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

امشب یک سیلی محکم نثارشوهرم کردم. دیروز 11 مرداد 1400 شب که شوهرم میخواست بخوابه ازم درخواست کرد نبندمش. گفتم عزیزم زندگیم رو کثیف میکنی، چراالتماس میکنی میدونی که 1 درصد هم امکان نداره بذارم ازاد بخوابی باید لاستیکت کنم. برگشت گفت:نمیذارم ببندی تا اینو گفت یک سیلی برعکسی چنان برگوشش نواختم که انگشترم صورتشو زخمی کرد بعد با خشونت لاستیکش کردم وبه روش نیاوردم. صبح باهام قهربود. الان هم قهراست ولی من بهش رو نمیدم. 

امشب یک سیلی محکم نثارشوهرم کردم. دیروز 11 مرداد 1400 شب که شوهرم میخواست بخوابه ازم درخواست کرد نبن ...

سلام خانوم.شب ادراری دخترتون درمان داره تا سنش کمه ببر دکتر تا زودتر خوب بشه زمان بیشتری بگذره درمان سخت تره.برای همسرتون هم‌شاید مشکل پروستات دارن.پدر من هم شب ادراری داشت دکار رفتیم معلوم شد مشکل پروستات داره.ی عمل سرپایی بود لیزر کردن ۲ساعت بعد آوردیم خونه و خوب شد.چرا خودت و همسرت عذاب میکشین!

شاید نوشته های بنده درزندگی خصوصیم مانند لاستیک کردن شوهرم مسخره بیاید ولی چون قبل ازازدواج مادرش زی ...

یااااااااااااخدااااااااااااااااا 

خانوم تو مریضیی مرییییض برو خودتو تیمارستان بستری کن تا شوهرو بچه ی بدبختتم یه نفس راحت بکشن 

والا بخداااا،

یه روز زمستان بود. تبریز شدید برف میبارید. برای شب یلدا رو قراربود 3 دی پارسال برگذار کنیم. درخانه م ...

واقعا گریم گرفت...

وقتی مرد گریه کنه..

خیلی اعصابم ازت خرد شد... گرچه حق داری و من اگه بودم هزار برابر بدترشو می کردم...

 ولی ور هر حال ممنون که یادم انداختی:

با همسرم مهربون تر باشم.. گناه داره طفلی.. همش غر .. غر..🥺

[QUOTE=201591029]امشب یک سیلی محکم نثارشوهرم کردم. دیروز 11 مرداد 1400 شب که شوهرم میخواست بخوابه ازم درخواست کرد نبن ...[/QUOTEمطمعنی داستان تخیلی نیست، چرا شوهرتو میزنی بچتو میزنی مظلوم گیر آوردی، چون پول داری میتونی هر کاری بکنی، خیلی عجیبی. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792