کلا آدم ترسویی هستم فیلم ترسناک خیلی کم و به زور میبینم تنها نمیتونم بخوابم صبح که شوهرم میره هوا هنوز تاریکه بیدار میمونم تا هوا روشن شه بخوابم!یعنی اگه یه شب بخوام تنها بمونم عمرااااا بخوابم.کسی اینجوری بوده؟خوب میشم ینی؟بدم میاد تو این سن و متاهل دیگه ترس چیه!!اه.اینم بگم مامانم مثل من بود دقیقا.میگه بچه دار که شدم خوب شدم.اما الانم مطمئنم شب تنها باشه نمیخوابه ینی هنوز ترسو هست.اصلا ترس چیه؟چرا بعضیا انقد نسبت بهش بی تفاوتن!دخترخالم انقددد شجاعه همیشه تنها میمونه حتی بارداری و بعد زایمانشم تنها موند😣خسته شدم
هر مرحله از زندگیم که منتظر موندم بگذره و غمش تموم شه،گذشت اما تموم نشد.غم بزرگتر،چالشای سخت تر،مشکلات بیشتر... آینده برام ترسناکه💔
منم مثله تو بودم البته هنوزم هستم ولی خیلی کمتر شده اوایل نامزدیم همسرم فکر میکرد دارم خودمو لوس میکنم یا ناز میکنم ولی بعد فهمید نه واقعا میترسم اما حالا با دوتا بچه بهتر شدم