شوهرم صبح برای اولین روز کلاس آموزشی مربوط ب رشتش رفت ظهر ک اومد داشت تعریف میکرد گفت مربیه خانمه فقط دونفر کارآموز بودن کلاس تق لق بود بعدگفت مربیه گفت خانمت رشتش چیه؟هم رشتته؟ حساس شدم تو دلم ،گفتم خانمه چند سالشه شوهرم سریع فهمید دارم اذیت میشم نامرد باخنده گفت همسن مامانمه ولی گفت ی دختر خوب سراغ دارم، بعد من گفتم خب بقیش،داشتم عصبی میشدم،شوهرم گفت نمیگم تو حساسی،دعوامون شد خ گریه کردم ،من و شوهرم هردو ازدواج دوممونه،شوهر سابقم معتاد وفاسد شدیدا بود،اینم میدونه همش اذیتم میکنه بعد میگه تو بخاطر زندگی قبلیت حساسی رو من ،ولی خودش داره منو تحریک میکنه،چکارکنم الانم داره اشکم میریزه حتی منت کشی بعد دعوا هم نمیکنه بی خیاله خیلی