بعد ک اومد من رفتم خوابیدم صبح با شوهرم رفتیم بیرون از اونجا ک اومدیم دیدم مادرشوهرم به شوهرم میگه اره از دست زنت خیلی ناراحتم. چرا دیشب به جاریت گفتی از شوهرت طلاق بگیر مرد زندگی نیس منو میگی قیافه ام اینجوری 😳😨
من دیشب به جاریم گفتم ک نذار شوهرت بره جا رفیقاش برین سر خونه زندگیتون درست میشه بعد اون بیاد همچین حرفی پشت سر من بزنه منو خراب کنه.آش نخورده و دهن سوخته اون به کنار آخه مادرشوهرم براچی باید باور کنه براچی ندونسته قضاوت میکنه
وای چقدر جاریت عوضیه من بودم یه بار جلو مادر شوهر و شوهر و برادر شوهر به روش میاوردم و میگفتم من کی این حرف و بهت زدم خجالت نمیشی دروغ میگی و سنگ رو آبش میکردم زنیکه رو
از ناراحتی رفتم تو اتاق گریه کردم شوهرم میگه عیب نداره مامانم چیزی تو دلش نیس.بعد مادرشوهرم اومده میگه قهری بیا بریم بالا چایی بخور نرفتم.بعد به شوهرم گفته من چیزی ب زنت نگفتم براچی ناراحت شده