2777
2789
چرا

چون ک با دوس پسرم قراره ازدواج‌ کنیم

بعد من دو سال بزرگترم

بعد ولی دوس پسرم ب خونوادش گفته ک همسنیم

بعد خونوادش در جریانن 

بعد سر ی سری مسائلی مجبور شدم ی سری مدرک بفرستم خونشون

ک یهویی مامانش مدارکمو میبینه و همه چی لو میره

بعد باباش مخالفت میکنه و ی سری چیزا بهش میگن ک دو سال بزرگتره و زود میشکنه و زود پیر میشه و فلان و اینا

بعد اونم الان میگه میریم پیش مشاور هر چی مشاور گفت

بعد حالا میترسم ی مشاور دوزاری گیرمون بیفته بگه ن ب درد هم نمیخوریدو فلان

بعد منم خیلی دوسش دارم ب هیچ قیمتی نمیخوام از دستش بدم

خیلی حالم بده

همش باید تو استرس و نگرانی باشم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چون ک با دوس پسرم قراره ازدواج‌ کنیم بعد من دو سال بزرگترم بعد ولی دوس پسرم ب خونوادش گفته ک همسنی ...

دوست ذاشته باشه با همه ميجنگه ن اين ك بخاطر حرف مشاور وخونوا ش ولت كنه

من نظرمو ميگم لطفا اگه مخالف هستيد ريپلاي نكنيد قرار نيست همه مثل هم فكر كنن
دوست ذاشته باشه با همه ميجنگه ن اين ك بخاطر حرف مشاور وخونوا ش ولت كنه

خب من بیشتر دوسش دارم حتی اگه اون اونقدی دوسم نداشته باشه ک ب خاطرم بجنگه ولی من نمیخوام از دستش بدم

چون ک با دوس پسرم قراره ازدواج‌ کنیم بعد من دو سال بزرگترم بعد ولی دوس پسرم ب خونوادش گفته ک همسنی ...

مشاور نمیگه ب درد هم نمیخورین ولی نهایت مشکلات احتمالی ک ممکنه باهاش مواجه بشین میگه در نهایت تصمیم با خودتونه. بعد پیشنهاد منم اینه اینطوری برای ازدواج تصمیم نگیر تو دوستی چون پای عشق و اینا وسطه یجوری رابطه دوسو کور هست یه تعبیر روانشناسیه. وقتی خواستی ازدواج کنی مطمئن شو ک از نظر درکش شعورش منطق و اینا بالاتر از سنش باشه . خانوادشم بذار خودش راضی کنه کاش از اول راستش میگفته بهشون ولی سعی کنین حتما راضی باشن ک بعد ها باعث اختلافات نشن و اختلاف درست کنن

لطفا لایک نکنین مرسی💝
مشاور نمیگه ب درد هم نمیخورین ولی نهایت مشکلات احتمالی ک ممکنه باهاش مواجه بشین میگه در نهایت تصمیم ...

ن خب مشاورم مثل دکتره دیگه خوب و بد داره

میگم خداکنه ی بدش گیر ما نیفته

بعد ببین ما ۴ ساله با هم دوستیم

خیلی خیلی با هم تفاهم داریم ینی واقعا جفت همیم

بعد من واقعا عاشقشم 

دیگه بعد ۴ سال حتما باید منطقم جایگزین احساسات بشه  دیگه

و اینک مامانش و باباشم الان گفتن هر چی خودت بخوای

مامانشو ک خونشون رفتم چند بار دیدمش و با هم حتی بیرون رفتیم باباشم چند بار تلفنی باهاش حرفیدم البته بعد از اینک قضیه سن لو رفت با باباش حرفیدم(البته سر اون قضیه سن نبودا)

بعد الان پدر و مادرش گفتن هر چی تو بگی 

حتی مامانش گفته ک ب فامیل نمیگیم دو سال بزرگتره(چون واسشون مهمه این چیزا)

همه چیش عالیه از نظر من 

فقط تنها ایرادی ک داره همینه ک اهل جنگ نیست

از زمانی ک با من دوس شده من خیلی اخلاقاشو درست کردم

اونم همینطور

من خیلی دختر ساده و پپه ای بودم تو این جامعه ی گرگ 

واقعا اون منو اگاه کرد و همیشه پشتم بود اون خوب و بدو یادم داد من از پدر و مادرم یاد نگرفتم

واقعا الان هر چی دارم از اونه

مشاور نمیگه ب درد هم نمیخورین ولی نهایت مشکلات احتمالی ک ممکنه باهاش مواجه بشین میگه در نهایت تصمیم ...

میدونی واقعا دیگه من دلبستشم از خدا میخوام اگه روزی اون تو زندگیم نبود منم دیگه رو زمین نباشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز