شوهر منم همینه خواهر.نشون به اون نشون که حامله بودم شبا دیر میومد خونه.یه شب یک اومد قسم خورد فردا شبش زودتر بیاد،فردا شبش یک و نیم اومد😐 من یه عالم گریه کردم،گف غلط کردم دیگه دیر نمیام،شب بعدترش ۲ اومد...
دیگه همون شب کلا ازش قطع امید کردم.توقع ندارم راحتم