2777
2789
عنوان

برم نرم؟

407 بازدید | 25 پست

سلام بچه ها فردا عروسیه دختر خالمه قبلاً هم گفته بودم ک دختر خالم با برادر شوهرم ازدواج کرده فردا عروسیشونه اینا حنا بندون نگرفتن فقط بدظهر تالاره بخاطر همون امروز ب فامیلای نزدیک شام میدن خونشون آخر شب هم بزن برقص هستش ..

دو سه روزه ک دختر خالم جهزیشو کم کم میاورد با خواهر و برادرش کار میکردن از اون طرفم شوهرم داره ساختمون میسازه الان یه ماهه ک شوهرم درگیر کارای خونس خودشم با کارگرا کار می‌کنه ک تا عروسی تموم بشه تو این مدت هیچکس ن برادر شوهرم نه پسر خالم حتی یه تعارف هم نکردن که بیام کمک کنیم ولی ما تو عید رفتیم خونه خالم اینارو رنگ زدیم البته شوهرم رنگ زد دو روز ب عید مونده بود گفتم گناه دارن بریم بهشون کمک کنیم خدا شاهده یه سالن یه اتاقو شوهرم به تنهایی رنگ زدحالا بگذریم که اینا کلا به من قیافه گرفتن که چرا موقع‌ها چیدن جهیزیه من نرفتم کمک یه قیافه ای میگیرن انگار چیشده منم الان به مادر شوهرم گفتم برای چی اینجوری قیافه هاشونو میکنن توهم خب از من عرجوری م انتظار داشتن منم اونجوری انتظار داشتم که یکی حداقل یه تعارف کنه بگه بیایم برا کمک؟حالا منم تصمیم گرفتم که شب نرم برای شام مامانم اینا می‌ره شوهرم میگه هر چی تو بگی اونکارو میکنیم از یه طرفم دیروز خالم یه عالمه سفارش داده ک زود بیا ها تو مجلشو گرم می‌کنی بنظرتون برم یا نرم؟

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 

اگ نري حتي ده سال ديگ هم شده پشيمون ميشي

فاميل جاي اينكارا نيست مخصوصا اينا ك دو سر فاميلن

وقتی میام نی نی سایت ی صلوات شمار دستم میگیرم و با نام و یاد خدا شروع میکنم ب صلوات فرستادن😁                

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برید

ولی سنگین و موقر رفتار کنید نه مجلس گرم کردن و ...


((خداییش تو این موقعیت 

نمیشه از دیگران  توقع کمک و .... داشت ))

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

نرو

سعدی میگه:

چونیکی از حد بگذرد نادان خیال بدکند.

یادته میگفتی دوستداری زودتر از من از دنیا بری چون تحمل نبود منو نداری؟چرا خدا صدای تورو شنید ولی صدای منو نه🖤 عهد بستم باخودم  تااخرین نفسم بهبعشت پایبند بمونم،قول میدم سریع بیام پیشت عشقم😞.
اگ نري حتي ده سال ديگ هم شده پشيمون ميشي فاميل جاي اينكارا نيست مخصوصا اينا ك دو سر فاميلن

مامانم این حرفو میگه مرسی از راهنماییت گلم

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 

واسه عروسی که دیگ این حرفا نیومده عزیزم.برو سعی کن اصلا از کسی انتظار نداشته باشی اینجوری خیالت راحته همم ک اگ خودتو شوهرت کاری برای کسی کردین فقط بگین محض رضای خدا اصلا خالت نه ی بنده خدای دیگ...حتما برو حتماااا

بیشعور نباشیم…  

شوهرت میگه  هرچی تو بگی  اگه بگی نریم  شوهرت نمیخواد  عروسی برادرش شرکت کنه  ؟ پس چرا باهم امد ورفت دارید  این رفتارها  واسه نداشتن ارتباط بکار گرفته میشه . شما هم باهمید درجمع همید هم  از هم دورید.  

نرو سعدی میگه: چونیکی از حد بگذرد نادان خیال بدکند.

همه میگن برو ولی منم تو این فکرم احساس میکنم اگر برم میگن با این همه قیافه ای ک گرفتیم بازم اومد

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 
مگه میشه نری؟برو خوش بگذرون،اما کمک نکن فقط لذت ببر

میترسم برم از کاراشون حرص بخورم اگر برنم فقط بخاطر خالم میرم

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792