نه.... ولی دوبار اقدام کردم و ترسیدم برگشتم سر زندگی لعنتی
من شوهرم دفعه آخری که الکی بگو مگو کردیم و اون بزرگش کرد گفت از همون روز عقد پشیمون شدم و این حال منو بد میکنه چون باعث شد با رفتاراش تو زندگی وسواس بگیرم و هربارم میگفتم توهم اینن عیبارو داری خودت اصلاح کن میگفت هرری من همینم تو خودت اصلاح کن
ما کلا اخلاقیاتمون زمین تا آسمون فرق داشت خانوادش خیلیییی دخالت میکردن و مدام از یه جاریم جلو شوهرم تعریف من وسواس گرفتم تو زندگی نمیتونستم کارام درست انجام بدم ولی تمام سعیم کردم یه سالی میشه خوب شدم ولی اون همش بهونه گذشته و حرفا و بهونه الکی میگرفت دنبال این بود بحث کنیم من صدام دربیاد فوری خانوادش میاورد خونه و میگفت من نمیخوامش و ازین حرفا. مهریه م هم چند ماه پیش مجبور کرد ببخشم که بشینه زندگی کنه