من در دوران مجردیم حس میکردم بچه یه چیز خیلی ضرورویه...
الان خدا هنوز لطفشو شامل حالم نکرده و نزدیک به1سال داره میشه که منتظرم.
نتیجه ی ناباروری مون هم متاسفانه ازجانب همسرم بود.الهی شکر اینقدر خوبی هاش زیاده که اصلا فکر جدایی هم زبونم لال نمیزنم.
ولی خب اطرافیان خیلی اذیت میکنن،با این حال حتی وقتی خواهرش میپرسه میگم من عفونت دارم باید درمان بشم بعد باردار شم.یعنی اجازه نمیدم هیچکس وارد حریم همسرم بشه.واگ خدا روزی بهم بچه نده دلم نمیخواد احدی بفهمه مشکل همسر عزیزمه....
اما خب بچه از پرورشگاه رو اگه خدایی نکرده موقعیت اقتضا کنه،دلم اصلا نمیخواد ...