2777
2789
عنوان

دردودل

211 بازدید | 18 پست

اجیا چرامن همش باشوهرم حرفمون میشه وقتی هم کسی دلمو شکست بهش گفتنی عوض اینکه منو اروم کنه میگه بقیه هرچی گفن نیابهم بگو بمن چ ربطی داره بخودتون مربوطه،واقعا کلافم ازدستش

  خداجونم،اگه همه هم پشتمو خالی کنه،میدونم توپشتمی،میدونم نمیزاری زمین خوردنمو کسی ببینه چون تومهربونترینه مهربونی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب تقصیر شوهرته

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
خب با من دردودل کن عزیزم

عجب نکنه مرد وقیحی!!!؟

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
خب با من دردودل کن عزیزم

من عزیز یکیم بسه.

  خداجونم،اگه همه هم پشتمو خالی کنه،میدونم توپشتمی،میدونم نمیزاری زمین خوردنمو کسی ببینه چون تومهربونترینه مهربونی
من عزیز یکیم بسه.

😅😅😅

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

واقعا نمیدونم مردا چرا اینجورین.خودشون ک ی ناراحتی داشتنی میان هم دردی میکنن ولی بمارسیدنی نواعصاب.

  خداجونم،اگه همه هم پشتمو خالی کنه،میدونم توپشتمی،میدونم نمیزاری زمین خوردنمو کسی ببینه چون تومهربونترینه مهربونی

عزیزم مشکلاتتو سعی کن خودت حل کنی

اکثرا مردا از زن مقتدر که خودش میتونه مشکلاتشو حل کنه خوششون میاد نه زنی که هی بیاد گله کنه از اینواون بهشون

وقتی کسی بهت چیزی میگه خودت همونجا جوابشو بده و بعدا نیا از شوهرت بخواه که بره با طرف برخورد کنه

اینطوری هم خودت راحتی و هم همسرت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

طلا بخرم⁉️

ririiii78 | 20 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز