ببين عزيزم من تبريزي هستم ١٨ سالمه پارسال عقد كردم و اومدم تهران اوايل عقدمون خوب بود بعدش سرررد شديم هم من هم شوهرم مثل تو اول زندگيم فكر طلاق بودم هي به مادرم ميگفتم دوسش ندارم ميخوام طلاق بگيرم و ....
بعد به همسرم گفتم بيا بريم مشاور دوتايي رفتيم
يكم كمك كرد ولي اونيكه زندگيمو درست كرد خودم بودم
هي عشوه ميمودم ناز ميكردم بعضي وقتا اداي پسرا رو در مياوردم
الان همسرم هرجا بره ميگه با تو
غذا تنها نميخوره ميگه با تو
شبا قبل اينكه نبوسه نميخوابهههه