2777
2789
عنوان

خنده دار🤣

143 بازدید | 12 پست

آخرین باری ک واقعا ازته دل خندیدیدکی بوده وچرا خودم چن روز پیش خواهرزاده۳ سالم یهو خودشو کج کرد ی بادی داد خودش برگشت گفت گوز بد بادبود غش کردم ازخنده 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

یادم نیست    

بگرد ی چی برای خنده پیدا کن منم اونروز چنان قهقهه زدم ک همه خندشون گرفت البته ن برای کارش برای حرفش از بس بهش گفتن نگو گوز بگو باد کل عمل ک تو جمع نبایدباشه هم یادش رفته بود

بگرد ی چی برای خنده پیدا کن منم اونروز چنان قهقهه زدم ک همه خندشون گرفت البته ن برای کارش برای حرفش ...

ان شاءالله همیشه بخندی عزیزم خداروشکر☺

فعلااینقداوضاعم پیچیدس همینکه نمیزنم زیرگریه خیلی هنرکردم😕ان شاءالله نوبت خنده منم میرسه☺

ان شاءالله همیشه بخندی عزیزم خداروشکر☺ فعلااینقداوضاعم پیچیدس همینکه نمیزنم زیرگریه خیلی هنرکردم😕ا ...

ان شاالله تو این دوره زمونه همه گرفتارن رهاش کن وب خیر وخوبی فکرکن

من استراحت مطلقم چون سرکلاژ کردم خونه مامانمم شب شوهرم ک از سر کار اومد لباساشو عوض کرد نشست کنارم مامانمم اونموقع تو اتاقش بود خلاصه داشت اذیتم میکرد گفتم اب میخوام رفت اب اورد بیشترشو خوردم بعد با یه حالت مظلومانه گفتم تولو خدا دیگ اذییتم نکن اونم گفت باشه که ابو ریختم روش شانسشم شلارش خاکستری بود و اب جوری ریخت که انگار خرابکاری کرده وایی خداا اینقدر خنده دار بود مامانمم اولش فک کرد خرابکاری کرده اینقد خندیدم ک شبش تا صبح فقط از دل درد گریه کردم😬😀😃😃😃😃

خاطره تولد درسا خانوممتیکر به وقت تولد دخترم😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792