2789
عنوان

شوهرم....

813 بازدید | 53 پست

دیروز شوهرم بهم گفت ازم متنفره البته من خودم یه مدتی بود که فهمیده بودم دیروز بهش گفتم ازم بدت میاد ؟من میدونم که ازم بدت میاد!گفت اگه میدونی پس چرا میپرسی خیلی ناراحتم بخدا از هیچی تو زندگی کم نمیذارم امیشه مرتبو تمیزم نیم ساعت قبل از اومدنش ارایش میکنم موهامو مرتب میکنم هیچجا نگفته نمیرم لباسامو خودم میدوزم و....الان با این رفتارش  دلم شکسته نمیدونم چیکار کنم خیلی مغروره حتی واسه اختلافی که میدونه باعثش خودشه پیشقدم نمیشه اشتی کنیم یعنی یکسال هم حرف نزنم حرف نمیزنه باهام چیکار کنم دیگه خستم بماند که بارها هم ازش خیانت دیدم ....جدا بشم تحمل کنم چیکار کنم موندم اصلا

دقيقا بخاطر اينكه اينقدر خودتو كوچيك ميكني و تحويلش ميگيري ازت متنفره 

يكم اعتماد بنفس داشته باش

تحويلش نگير 

شاد باش بيخالش باش 

شما حق ندارید از طرف مقابلتون انتظار داشته باشید که گذشته نداشته باشه  ... ‏اما این حق رو دارید که وقتی باشماست گذشته رو تموم کرده باشه

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عزززززیززززم. فکر نمیکنی تو دیگه زیادی خوبی؟؟؟؟ یکم بد باش مثل خودش نه اینکه بری خیانت کنی. منطورم اینه اینقدرام ملاحطه کنی فکر میکنه عروسکی دیگه هرکار بخواد میکنه. گاهی که خسته ای بزار کارارو بکنه و عذا بگیره. واسه خودت خرید کن. بیرون برو... به خودت برس. گاهی بهش بی محلی کن تا بفهمه خیلی هم خبری نیس

دقيقا بخاطر اينكه اينقدر خودتو كوچيك ميكني و تحويلش ميگيري ازت متنفره  يكم اعتماد بنفس داشته ب ...

درسته ولی فکر میکنم کار از کار گذشته اخه الان افسار زندگی  کلا دستشه هر کاری بخوام بکنم باید اجازه بده تو همه ی کارها حتی من نقشی هم نداشته باشم مقصر نهایی منم حتی اینکه چرا بچه دوم اوردم .

چرا این حرف رو زدی؟  اونکه نگفته شما گفتی اونم عصبانی بوده ی جوابی داده

همیشه با تنفر نگاه م میکنه ایو می دیدم و به روی خودم نمیاوردم دیروز گفتم اگه واقعا اینطوریه چرا خودتو اذیت میکنی منم عذاب میدی سمت هر کس نگاه کنه و بخنده صورتش سمت من برگرده دوباره چهره ی پر از نفرتش و میبینم

همیشه با تنفر نگاه م میکنه ایو می دیدم و به روی خودم نمیاوردم دیروز گفتم اگه واقعا اینطوریه چرا خودت ...

چرا آخه؟ مگه چی شده بوده؟ یک ساله که با هم قهرین؟

... و من به تو ایمان دارم...

من بودم یک لحظه نمیموندم باهاش طلاق میگرفتم بعدم دقیقا بااونی که ازش بدش میاد دوست میشدم.چجوری تحمل میکنی مرد خائنو؟؟؟؟

دوست عزیز کامنت بنده در یه تاپیک صرفا برای اظهار نظر برای صاحب تاپیکه لطفا افراد دیگه رپلای نکنید.با تشکر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792