سلام من چندروز دیگه زایمانمه جاریم هی اصرار داره بیاد بیمارستان درصورتی که من سزارینم وسوند واین چیزا بهم وصله دوس ندارم اینجوری کسی ببینتم تازه بهمم گفته تو بیهوشی میخام من اولین نفرباشم بچهارو ببینم چیکارش کنم😖
جاریت معلومه میخواد تورو از لحاظ روحی اذییت کنه.بنظر من اصلا حرفی نزن چون اون قصدش ازار توس و با هر واکنش تو لذت میبره ازینکه تونسته تورو اذییت کنه.من بودم تو خرفاش فقط یه لبخند تمسخر امیز بهش میزدمو جوابشو نمیدادم
اخرین ها همیشه یهویی میان......اخرین دیدار اخرین بوسه اخرین لبخند و .... اونوقت تو میمونی و یه دنیا دلتنگی... تا دیر نشده بهش بگو😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اصلا تو بیمارستان دولتی بیشتر از یک نفر راه نمیدن که بچه رو ببینه یا همراه مریض باشه.وفت ملاقات فقط میتونن بیان که اونموفغ بچه هارو از پیش مامانا میبرن
اخرین ها همیشه یهویی میان......اخرین دیدار اخرین بوسه اخرین لبخند و .... اونوقت تو میمونی و یه دنیا دلتنگی... تا دیر نشده بهش بگو😔
من یه جاری داشتم انقدر حسودو کینه ای بود که من به عمرم همچین چیزی ندیده بودم.از روری که اومدن خواستگاری من ساز مخالف زد اخرین باری هم که دیدمش تو مراسم بله برونم بود.بعدش بخاطر اینکع انگشتر نشون من ازون گرونتر بوده قهر کرد رفت دیگه نیومذ حتی عروسیمم نیومدن.با همه حتی مادر شوهرم قطع رابطه کرد.تا همین پارسال که از برادر شوهرم طلاق گرفت رفت.خسودی خیلی چیز بدیه زندگیشو داغون کرد
اخرین ها همیشه یهویی میان......اخرین دیدار اخرین بوسه اخرین لبخند و .... اونوقت تو میمونی و یه دنیا دلتنگی... تا دیر نشده بهش بگو😔