2777
2789
عنوان

ازدواج 😎😊

| مشاهده متن کامل بحث + 591 بازدید | 81 پست
چه غلطا     من اصلا نمیزارم نظر بده..بخاطر همین چیزام خیلی مشکل داریم...فکر کردن اختیاره ...

دقیقا خیلی منم ک اصلا نمیتونم محدود باشم اجازه بیرون رفتنم نمیده اما من گوش نمیکنم

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خوب همینطوریه دیگ چون یکم سنتی هستن ولی واستا جلوش اگر به هر گیرش پاسخ مثبت بدی درست نیست باید ازادی ...

وایمیسم اما هی تهدیدمیکنه میام میگم ب بابات😏

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....
دقیقا خیلی منم ک اصلا نمیتونم محدود باشم اجازه بیرون رفتنم نمیده اما من گوش نمیکنم

الان میتونی گوش ندیااا

ازدواج کنید نمیتونی 

اون الان چون حقی نسبت بهت نداره جیزی نمیگه بعد ازدواج میگه هاااا

چشاتو باز کن

دقیقا خیلی منم ک اصلا نمیتونم محدود باشم اجازه بیرون رفتنم نمیده اما من گوش نمیکنم

عزیزم تو خونواده داری..یکی دیگ تورو به دنیا  اورده یکی دیگ خرجتو میده دوس پسرت حق نداره نظر بده حتی...شوهرت ک نیست...اصلا شوهرت هم باشه نباید اوونقدر گییر بده..دقت کن تو انتخابت اگر واسه ازدواج باهم هستین..بحث یه عمر زندگیه...محدودت نکنه یه وقت..منم اصلا بهش گوش نمیدم مخصوصا اینکه اختلاف سنیمون کمه راحت تو روش میمونم

اینکه بهت گیرمیده برا ارایش ربطی ب قدیمی بودن واختلاف سنی نداره این ریشش تو اخلاق وایناس کمی بیشتر ...

مامانمم میگ زود تصمیم نگیر اما چیکارکنم ک عاشقشم😕😕😕😕

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....
سه سال

خوبه زیاد نیست خیلیارو دیدم از شوهرشون خییلی بزرگ تر بودن ولی به خودشون رسیدن یا ذاتا بیبی فیس بودن معلوم نشده

قرار بر این شد که خود را تغییر دهم نه محیط اطرافم را ... معجزه شد و اطرافم نیز تغییر کرد

اولش محدودیتا باهمینا شروع میشه ارایش نکن بیرون بدون اجازه نرو هقا هرجور دلش خواست میکنی آخرشم خودش هرجا دلش خواست میره وقتیم زنگ میزنی میگه بیرونم وتا اخر باید بله چشم قربانگوی طرف بشی 

وایمیسم اما هی تهدیدمیکنه میام میگم ب بابات😏

بنظرم قبل اینکه ماجراتون رسمی شه

بیشتر فکر کن ب مسائلتون وبحثاتون توی این مدت

چون باعروسی کردن اخلاقای هیچکدومتون پیغمبری ک نمیشه هیچ

شوهر ممکنه بدترم بشه

پس دقت کن گلم

خوشبخت باشی

❤و افوض امری الی الله،ان الله بصیربالعباد❤                           (۱۵آبان۹۸)اولین فرشته کوچولوی مامان!هنوزحس شیرین بودنتو با بابایی باورنکرده بودیم که تنهامون گذاشتی،کنجدمن😔 میشه تو از خدا بخوای یه نی نی دیگه بذاره تو دل مامان؟اخه من و بابایی خیلی داریم غصه میخوریم😭(۳خرداد۹۹)خدایاشکرت که تست من مثبت شد،خداجون میشه این بار قلب کوچولوشم بزنه و سالم بیاد توبغلم،خدایا امیدم به خودته ناامیدم نکن💗(۲۱خرداد۹۹)قلب کنجدم زدخدایاشکرت که صدای قلبشو شنیدم🌷
عزیزم تو خونواده داری..یکی دیگ تورو به دنیا  اورده یکی دیگ خرجتو میده دوس پسرت حق نداره نظر بده ...

بخدا مثلا ب بابام‌میگم بادوستام برم بیرون میگ نرو تا ب این میگم میگ ن...اره تصمیم ازدواج داریم مامان منم میدونه اما مامانم‌میگ تونمیتونی بااین زندگی کنی اماخومن عاشقشم

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....
بعضیا واقعا فهمیده هستن..شاید اصلا به سن ربطی نداشته باشه..خوش بخت بشین♥


ممنونم شما هم همینطور. 

راستش اتفاقا به نظر من برخی از مردایی که با دخترای خیلی کوچیک ازدواج می کنن به بلوغ عاطفی نرسیدن و نکته اینه که هیچوقتم نمی رسن. 

وگرنه به دنبال فرایند حل مساله بودند و به جای انتخاب کسی که بهش مسلط باشن، با کسی ازدواج می کردن که از چالش داشتن با اون زن و اون زندگی نمی ترسیدند. 

درباره دخترا هم همینه. بعضی ها می گن با سن بالا ازدواج کنیم که هم یه مقدار از سختی های مسیر رو تنهایی طی کرده باشه و هم تا اخر عمر از امتیاز جوان تر بودن بدنمون استفاده کنیم. من می گم هم سن باشی درسته سخت تره، ولی اون سختی لذتش صد برابره زندگیه که از قبل حاضر و اماده شده. 

دخترامون از سختی می ترسن و دنبال لقمه حاضر و اماده هستن. پسرامون هم می ترسن با یکی برن زیر یه سقف که عقل و تجربه اش اندازه خودشون باشه.

مامانمم میگ زود تصمیم نگیر اما چیکارکنم ک عاشقشم😕😕😕😕

الان عاشقشی...ازش دوری...یکی یکسره بخواد پیشت باشه و همش بت گیر بده زده میشی..خوووب دقت کن خوب فکر کن..سنی نداری...خیلی کیس های بهتری میاد واست

بنظرم قبل اینکه ماجراتون رسمی شه بیشتر فکر کن ب مسائلتون وبحثاتون توی این مدت چون باعروسی کردن اخل ...

ممنون

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....
خوبه زیاد نیست خیلیارو دیدم از شوهرشون خییلی بزرگ تر بودن ولی به خودشون رسیدن یا ذاتا بیبی فیس بودن ...

اره منم رو همین حساب قبولش کردم 

من مادربزرگم از پدربزرگم 6 سال 

مامانم از بابام دو سال بزرگترن 

و.تو فامیل زیاد داریم تفاوت سنی معکوس

اما میدونستم سخته و الانم میبینم سخته

وایمیسم اما هی تهدیدمیکنه میام میگم ب بابات😏

بگو بیا از این نترسین این دیگه نشان دهنده ی عقل ایشون نیست 

چند دفعه بگید بیا بگو،شما فک میکنی اون اینکارو میکنه بعد اولین نفر باباتون به ایشون هزار تا دریپری نمیگن ک تو کی هستی ب تو چه یا حتی برن بزننش

مطمئن باشید هیچ وقت خودشو تو این مهلکه گیر نمیندازه،غیرت تا ی حدی از ی حدی به بعد بیمار گونه است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز