این شوهرا انقد مادر پرستن...شوهر منم میگه بعد عروسی من هر روز میرم بالا یعنی خونه مادرش...چون مامانم مریضه شرایطش خاصه ...گفتم اکی ولی من همیشه نمیتونم اونم گفت اکی😆😕😕
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عشقم عزیزم نفسم واقعیه من 😊😊 نمیشه ولله نمیشه بالله نمیشه مجبوریم...تو گرونی خونه تهرون یه خونه میدن همینجوری توش میشینیم ولی خب در عوض باید پی بعضی چیزارو به تنمون بمالیم... البته خانواده همسر من اهل دخالت نیستن ولی خب استقلال هم مهمه و بالاخره عروسیم دیگه😆
خخخخخخخ قوربونت , بله میفهمم ولی خب یکم از اول ب خودتون سختی میدادید می ارزه به اینکه ی جا و یا نزدی ...
به خدای احد و واحد نمیشه خخخخ..سختی یعنی حداقل 100 میلیون پول رهن ...واقعا شوهرم نمیتونه اول زندگی ...میخوام شریک این رورهاش بشم نه سربارش و اینکه استرس منم داشته باشه.بعدشم مامانش مریضه میگه تو بودی مامانتو ول میکردی؟! مامان باباش کاری ندارن بهمون و اینکه خودم صبح تا شب بیرونم کلا خونه نمیمونم..اینم بهت بگم من واسه شرایط کار و درسم چند ماهیه اومدم پیش شوهرم و دارم با خانوادش زندگی میکنم خداروشکر رابطمون بد نیست و اینکه میدونن من هیچ وقت خونه نمیمونم ینی عادت کردن. الانم نامزدیم و بعد عروسی هم توقع هم ندارن تند تند سر بزنم...این بود انشای من 😆 ولی خب شماها که دورین حالشو ببرین
😂ولی مادرشوهرم همش میخواد تو زندگیمون نظر بده و برامون تصمیم بگیره فک میکنه خیلی عقله کله !یه عادت زشتی هم داره بددهنه یعنی تیکه ونیش زیاد میزنه به شوهرم کفتم چرا باباتو بیشتر دوس داری تا مامانت گفت زبون نباید تیغ داشته باشه 😏