ااین موضوع بر میگرده به قبل عید .جاريم از تابستون سال گذشته تا اوایل بهمن هر روز زنگ میزد و غیبت خانواده شوهرمو میکرد تا اینکه شوهرم تو گوشی من پياماشو می بینه و میره به حانوادش میگه به فلاني بگين تو زندگی من دخالت نکنه اونا هم به جاريم میگن من از این جریان خبر نداشتم تا اينکه زنگ زد و گفت تو رفتي گفتي و اينا من گفتم نه و تموم شد دیگه زنگ نزد بهم .
و از همون موقع رفت و آمد کمتر شده .حالا شنیدم که به خانواده شوهرم گفته میام همه ی حرفای منو با سند بهتون ميگم که چی پشت سرتون ميگفته
منم امروز کلا اعصابم خرد بود پیامای زیادی بهش دادم